ghazali  (غزالی)

                       ghazali  (غزالی) | آموزش

م.غ
                       ghazali  (غزالی)

شناخت مشکلات و چالشهای کنونی آموزش  با پژوهش(از ایده تا عمل)

پژوهش در آموزش
موفقیت روزافزون علم در شناخت جهان هدفدار و قانونمند که با تکیه بر ابتکارات خلاقیت های به ودیعه نهاده شده از سوی خدای متعال در وجود بشر و بهره برداری از قدرت شگرف اندیشه آدمی صورت گرفته، فضای زندگی جدیدی را برای انسان ها به ارمغان آورده است.
این فضای جدید و این تمدن نوظهور که خود برخاسته از تعاملات عمیق میان تمدنی و میان فرهنگی است، موجد خواست ها، نیازها، اندیشه ها، مسائل و مشکلاتی است که به نوبه خود توسعه علم وا ندیشه را می طلبند. در این مسیر اندیشه های ژرف در قالب پژوهش های بنیادین صورت بحث پذیر به خود می گیرند و دستمایه انجام پژوهش های کاربردی می شوند تا خواست ها و نیازها را پاسخ گویند و راه حل های بهتر و بیشتری برای مسائل و مشکلات جوامع بشری پیشنهاد کنند و همین جاست که نقش موثر و سهم بسزای بخش تحقیقات در روند تحولات جوامع آشکار می شود.
تحولات زندگی بشر در قرن بیستم نشان از گسترش روزافزون اهمیت علم و تحقیق داشت، بویژه در نیمه دوم این قرن کشورهای صنعتی و در حال توسعه با آگاهی از نقش پژوهش در خلق فناوری و شتاب دهی برای توسعه، عمده توجه خود را مصروف تقویت و ارتقای بخش تحقیق نموده اند. از این روست که می توان گفت بین پیشرفت بخش تحقیق و شتاب توسعه فراگیر و پایدار در هر کشور ارتباط مستقیم برقرار است.
اکنون در ابتدای قرن بیست و یکم قرار داریم و باید خود را برای چالش های فراروی آماده کنیم. کشور ما در آستانه این قرن با مشکلات اقتصادی مواجه است. تورم، بیکاری، ترکیب جمعیتی جوان، وابستگی به درآمد نفت و نوسان در تصمیم گیری ها و سیاستگذاری های مدیریتی تنها موارد اولیه فهرست این مشکلات عظیم اند. تجربه نشان داده است که یافتن راه حل های پایدار برای مشکلات عظیم اقتصادی مستلزم تعریف و ارائه الگو و مدل توسعه ملی سازگار با فرهنگ، تاریخ و خصوصیات نهادی در هویت هر ملت است. این مهم بدون انجام پژوهش های گسترده و مبتنی بر اصول علمی دست نیافتنی است.
نقش پژوهش در توسعه همه جانبه پایدار چنان برجسته و انکارناپذیر است که می توان آن را بدون تردید نیروی محرک توسعه در همه حوزه ها اعم از فرهنگ، اقتصاد، سیاست وجامعه دانست اما علی رغم اعتراف و اذعان نسبت به اهمیت مقوله پژوهش این حوزه با دشواری های ساختاری وعملکردی فراوانی مواجه است.
 جایگاه حقیقی تحقیق و پژوهش
یکی از عوامل اساسی پیشرفت در کشورهای توسعه یافته توجه خاص به امر پژوهش است. به عقیده ما در کشورهای جهان سوم، کشورهای اسلامی و از جمله ایران هنوز تحقیق جایگاه حقیقی خود را نیافته است. این ناکامی هم از جهت کمی و هم از نظر کیفی قابل تامل است. عدم توجیه ضرورت پژوهش، عدم ترسیم پایه های نظری و روش شناسی آن، فراهم نبودن امکان ها و ابزار لازم و در مواردی جانبدارانه بودن کارکرد سازمان های تحقیقاتی می تواند از عوامل ناکامی پژوهش در ایران باشد. چالش کنونی اموزش جدایی افتادن آموزش از امر پژوهش است،.متاسفانه در حوزه تصمیم گیری و اجرا باور به پژوهش وجود ندارد. بطور مثال اغلب مدیران ما همواره عنوان می کنند که ما فرصت پژوهش را نداریم و یا آنرا امری تشریفاتی و بی فایده می دانند در صورتیکه اگر همین مدیران تجربیات خود را در اختیار دیگران قرار دهند و مشکلات و تدابیر خود را برای آن بصورت مکتوب بیان کنند . هم برای خود و هم برای دیگران گنجینه ارزشمندی از تجربیات خود را به یادگار می گذارند.
همچنین با توجه به نقش کلیدی معلمان  در آموزش و پرورش اکنون نه تنها به تربیت معلمان پژوهشگر  بهایی داده نمی شود حتی امر پژوهش و تحقیق نیز با دیده احمال و بعضا بدون اثر و نتیجه بصورت یک امر جدای از آموزش و فاقد تاثیر برخورد می گردد.نقادی و نقد مناسب آموزش از سوی معلمان پذیرفته نیست.همچنین پژوهش  دارای اجر و قربی مناسب برخوردار نیست.معلمان با شیوه های تحقیق و پژوهش آشنا نیستند یا فقط آنرا محدود به دوره های دانشگاهی می بینند و از عدم کاربرد تحقیقات دانشگاهی در آموزش خبر می دهند. از توانایی خود به عنوان یک پژوهشگر مطلع نیستند. علاوه برآنکه امر پژوهش نیاز به امکانات مناسب مالی علمی و علاقه در این زمینه دارد که نیاز به کسب تجربه و تشویق نیز در این زمینه بی تاثیر نیست.
اگر از معلمان بپرسیم چرا مثلا در ریاضیات از روش چوب خط استفاده شده ؟چند نفر می توانند به سوال شما پاسخ دهند؟ حال اگر بخواهیم آموزش با شیوه چوب خط را به دانش آموزان انتقال دهند در حالیکه علت و چرایی آنرا از خود نپرسیده اند این آموزش تا چه حد موثر است؟
چند نفر از معلمان ما می توانند قبل از شروع هر موضوع آموزش،چرایی،چگونگی،تاریخچه ،اهمیت و ضرورت آن در زندگی روزمره،تناسب نیاز با توجه به وضعیت دانش آموزان و راههای دیگر آموزش را بررسی نمایند.
چند نفر از دانش آموزان ما نیاز به پژوهش و تحقیق را در آموزش احساس می کنند یا بعبارت دیگر روشهای آموزشی مثل حل مسئله ،کاوشگری،یادگیری برای خود ،تفکر استقرایی و نقادی اثر بخش در آموزش آنان استفاده می شود.
چند نفر از معلمان ما برای افزایش مهارت حرفه ای خود از اقدام پژوهی و درس پژوهی یا ساده ترین قسمت آن یعنی پرسش از علت و چرایی آموزش استفاده می کنند.
بررسی مشکلات تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش
یکی از نزدیک ترین عناصر به پژوهش، تعلیم و تربیت است. زیرا از یکسو تحقیق و آموزش و پرورش هر دو از عناصر درون زا بوده و از سوی دیگر پدیدآورندگان تحقیق، انسان ها و دانشمندان هر جامعه هستند. حتی جنبه آموزشی و پرورشی تحقیق و تاثیر آنها را نیز نمی توان به راحتی از یکدیگر جدا کرد. زیرا جنبه پرورش در تحقیق، آن را هدفمند و معنی دار می سازد. یعنی با وجودی که غنای علمی و تخصصی بالا می تواند به کارایی تحقیق بیفزاید اما تمام مسئله این نیست و به قول پروفسور شوماخر صاحب نظر مشهور تعلیم و تربیت جوهره اصلی آموزش و پرورش در پژوهش عملی، همان تربیت و امور ارزشی است و ماهیت آموزشی مبتنی بر انتقال ارزش است.
به تعبیر وی یافته های علمی صرف، در واقع فوت و فن تحقیق هستند ولی فرهنگ تحقیق محسوب نمی شوند. تحقیق و پژوهش علاوه بر جنبه های علمی، القاکننده نوعی روح و معرفت انسانی در هماهنگی ابزارهای فنی و آرمان های بشری نیز هست.
اندیشمندان مختلف در مورد علمی بودن و یا علمی نبودن تحقیق های ارزشی دیدگاه های یکسانی ندارند. گروهی نه تنها گزاره های ارزشی را علمی نمی دانند حتی آنها را بی معنا تلقی می کنند. عده ای دیگر بررسی های اخلاقی راهم در مجموعه مطالعه های علمی قرار می دهند و دسته سوم بین آنها نوعی تفکیک قائل می شوند. برخی متفکران مشهور مانند مایکل اسکریون استدلال می کند که تمامی داوری های ارزشی را می توان در قالب علمی مطرح ساخت. وی ادعا می کند که اصولا مطالعه های علمی نیز خود جوهره قضاوتی دارند، زیرا کار روی یک پروژه علمی و تشخیص اعتبار آن نیازمند ارزیابی و داوری در مورد ابزارهای آزمایشگاهی، داوری در مورد نظریه ها و مشاهده ها و حتی بررسی برآوردها ودیگر لوازم آن است و اینها همگی قضاوت ارزشی محسوب می شود. بنابراین به عقیده ما پژوهش علاوه بر جنبه آموزشی، تکنیکی وعقلانی از گرای اخلاقی و ارزشی نیز برخوردار است و جدا کردن این امر از آن، روح و عاطفه حاکم بر تحقیق واجتماع انسانی مربوط به آن را شکننده می سازد.
نارسایی های اجرایی و علمی در زمینه تحقیق و پژوهش
1.      مسائل فرهنگی:
به جرات می توان گفت تحقیق در سطوح گوناگون کشور ما جزئی از فرهنگ نیست.
نه در حوزه سیاست و اقتصاد و فرهنگ و جامعه و نه در سطح عامه مردم و خواص و مدیران و سیاستگذاران وتصمیم سازان و تصمیم گیران و مجریان، فرهنگ تحقیق وجود ندارد. این امر البته خود ناشی از دلایل متعددی است که مهمترین آنها عدم احساس نیاز به تحقیق وعدم وجود رقابت از بعد کیفیت و هزینه در همه حوزه ها و سطوح است.
نکته قابل توجه آنکه، علی رغم وجود مشکلات متعدد در زمینه های گوناگون اجتماع، پرسش ها و سوال های تحقیقاتی موردنیاز کشور هنوز به درستی احصا و تبیین نشده اند و با این حال متاسفانه پژوهش های انجام گرفته و در حال انجام کشور بیشتر با تکیه بر فرم صورت می پذیرد تا تکیه بر محتوا.
2.مشکلات مالی:
از جمله سطح نازل سهم تحقیقات در تولید ناخالص ملی، سطح اندک سرمایه گذاری بخش خصوصی در فعالیت های تحقیقاتی و سطح نازل بهره برداری از ظرفیت های انسانی، مالی و فیزیکی تحقیقاتی است.
3. ضعف مدیریت:
این مشکل به صورت گسسته بودن رابطه آموزش و تحقیقات و صنعت، حاکمیت قوانین دست و پاگیر اداری ومالی، ناکارایی در مدیریت علمی، عدم تمرکز در سیاستگذاری، تمرکززدایی در اجرا، عدم توجه به اولویت ها و نیازهای تحقیقاتی، ضعف جامع نگر، ابتلا به روزمرگی، فقدان نگرش آینده نگر، فقدان نظام نظارت و ارزیابی بر روند توسعه تحقیقات در کشور و مسائلی از این دست تجلی می یابد.
4.ضعف ارتباطات:
وجه مشخصه آن نامطلوب بودن ارتباطات میان بخش تحقیقات با اقتصاد، صنعت، سیاست، فرهنگ وجامعه، ضعف ارتباط با دنیای پویای علم و فناوری، ضعف مفرط پایگاه های اطلاع رسانی و مانند آن است.
5.ضعف نیروی انسانی:
در این خصوص می توان به کمبود تعداد محققان، تساهل و کم کاری در ابداع و تولید دانش و تحمل نکردن مشکلات برای نیل به نتیجه تحقیق، سطح نازل دانش روز در میان محققان و پژوهشگران، ضعف جایگاه معنوی و اجتماعی محققان و موارد مشابه اشاره کرد.
آنچه بیش از همه ضرورت آن احساس می شود و در روزگار ما در حکم کیمیاست، وجود جریانی فرهیخته، دردآشنا، آشنا به جایگاه پژوهش و معترف به ارزشمندی وجود محقق و پژوهشگر است که از قیود نظریه ها و آرا ودیدگاه های مسلط غربی در حوزه پژوهش همزمان با شناخت کامل آنها رهیده و عقلانیت جاری و ساری در فرهنگ و سنن و رسوم این ملت را به درستی بشناسد و دغدغه او حل مشکلات عدیده کشور با تکیه بر توان نیروهای بومی از طریق ارتقای جایگاه پژوهش و پژوهشگری باشد.
 
عوامل موثر بر بهبود نقش پژوهش در آموزش و پرورش
به جرات مي توان اذعان داشت که سامانه پژوهش در کشور به طور اعم و در وزارت آموزش و پرورش به طور اخص، خود کمترين بهره را از پژوهش در جهت بهسازي آن برده است. در ابعاد مختلف آموزش و پرورش سامانه و مسائل اصلي و فرعي آن بازنگري اساسي شده و براي بهبود و اصلاح آن پژوهش هايي جامع صورت گيرد که دراين نوشتار به چند مورد مسائل مهم آن مي توان اشاره کرد؛ 1 - مشخص کردن جايگاه و نقش سامانه پژوهشي در وزارت آموزش و پرورش
 2 - بررسي و تدوين سياست ها و استراتژي هاي کلان سامانه پژوهشي در وزارت آموزش و پرورش
3 - تبيين رسالت، اهداف، ماموريت و وظايف سازمانهاي پژوهشي آموزش و پرورش تحت يک رهبري و مديريت کلان واحد
 4 - مشخص کردن ساختار سازماني مناسب نهادهاي پژوهشي
 5 - روشن کردن جايگاه، نقش و منزلت پژوهشگر
 6 - شناسايي اولويتهاي پژوهشي و طراحي نظام گزينش موضوعات استراتژيک پژوهشي در کشور
 7 - طراحي مدل جامع نياز سنجي و طبقه بندي و اولويت بندي موضوعات پژوهشي آن
 8 - تعيين قانوني منسجم، مدون و روشن مناسب فرايند تصويب تا اجراي طرحهاي پژوهشي
 9 - شناسايي شيوه ها، ابزارها، مکانيسم و رفتارهاي مناسب براي اداره مراکز پژوهشي به ويژه حوزه علوم انساني
10 - روشن کردن سهم دانشگاهها و مراکز تحقيقاتي دولتي و خصوصي در امر پژوهش آموزش و پرورش
 11 - بررسي و تبيين نقش وزارت آموزش و پرورش در پژوهش جهاني
 12 - بررسي و مشخص کردن ويژگيهاي نظام اطلاع رساني متناسب با سامانه پژوهشي وزارت آموزش و پرورش
13 - بررسي چگونگي قانون مند نمودن کاربست يافته هاي پژوهشي
 14 - بررسي و مشخص کردن مقررات و قوانين حقوقي و اداري مناسب سامانه پژوهش
 15 - تبيين نقش ها، اهداف و شرح مشاغل پژوهشگران در حوزه آموزش علوم مختلف
16 - تبيين ويژگيهاي لازم ذاتي و اکتسابي پژوهشگر، ناظر و مدير پژوهشي شايسته در حوزه تعليم و تربيت
 17 - شناسايي عوامل بازدارنده و تسهيل کننده انجام پژوهش به ويژه درعلوم انساني
 18 - مشخص کردن روشهاي مناسب جهت حصول اطمينان از تصويب ضابطه مند طرحهاي پژوهشي 19 - مشخص کردن روشهاي مناسب جهت حصول اطمينان از تخصيص و هزينه کردن اعتبارات پژوهشي به صورت مطلوب
20 - مشخص کردن روشهاي مناسب جهت حصول اطمينان از نظارت کيفي طرحهاي پژوهشي
 21 - تعيين معيارها و سنجه هاي کمي و کيفي ارزيابي پژوهش در حوزه هاي آموزش علوم مختلف
 22 - تعيين استانداردها و شاخصهاي ارزيابي عملکرد، کارآيي، اثربخشي و بهره برداري فعاليتهاي پژوهشي
 23 - شناسايي راههاي ارتقاي کيفيت پژوهش هاي حوزه تعليم و تربيت
24 - شناسايي راههاي ارتقاي مهارتهاي حرفه اي و آموزش کافي پژوهشگران در حوزه هاي آموزش علوم مختلف.
امروزه دیگر بینش و ضرورت آموزش و پرورش برای رسیدن به آگاهی و سواد، در بسیاری از کشورها کاملاً شناخته شده و تلاش آنها در جهت بهبود این رکن اساسی و انسان ساز جوامع است و مستلزم رسیدن به این باور است که امروز دانایی، توانایی است (آموزش و پرورش در جهان، 1376)
بررسی عوامل مؤثر بر پیشرفت و ترقی و توسعه در جوامع پیشرفته نشان می دهد که همه ی این کشور ها از آموزش و پرورش توانمند و کارآمد برخوردار هستند. تبلور آموزش و پرورش در تربیت نیروهای انسانی متعهد، دانشمند، متخصص و ماهر است. در دنیای امروز که علم و تکنولوژی با رشد و گسترش وسیع و جهان شمول به عنوان عامل مهم و اساسی در فرایند رشد و توسعه ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع بشری به حساب می آیند، نهادها و نظام های آموزش و پرورش نقش بس عظیم و پراهمیّتّی را به دست آورده اند. عنایت و توجه روزافزون به نوع و گسترش آموزش ضرورتی انکار ناپذیر است که ناشی از آهنگ سریع تغییرات در عرصه های مختلف فعالیت های اقتصادی، اجتماعی جوامع می باشد.
ترقی و پیشرفت های علمی و تکنولوژی در دنیای امروز و سرعت تغییرات و دگرگونی در اسلوب و روش های علمی و تکنولوژی بسیار سریع و حیرت انگیز است و غفلت و عدم توجه کافی به آموزشهای لازم و مناسب و غفلت از هماهنگی و تطابق سطح کیفی و کمی و نیروی انسانی با سطح رشد علمی و فنی از هر جامعه ای نهایتاً تنگناها و مشکلات عدیده ای را فرا راه رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه ایجاد خواهد نمود.
توجه به منابع انسانی در آموزش و پرورش در رأس آن معلم به عنوان عامل تبلور نقش انسان سازی، مهمترین عامل آموزش و پرورش کارآمد محسوب می گردد. از این رو برنامه های تربیت معلم ایستا و خطی پاسخگوی نیازهای حرفه ای معلمی نیست و لازم است این برنامه توسط برنامه ای جامع نگر و پویا جایگزین شود.
از معلمان به عنوان کارشناسان یادگیری اثربخش یاد شده است. چنین معلمی با برخورداری از ظرفیت تفکر عمیق و انتقادی درباره ی اهداف و ارزش های آموزشی و برنامه های درسی می اندیشد، مشتاق ایجاد انگیزه و تشویق تک تک دانش آموزان است. پیشرفت و نیازهای یادگیری هر یک از دانش آموزان را به معنای وسیع می سنجد، برای تحقق پنداره ای متعالی، فرصت ها برای توسعه ی مداوم حرفه ای باید فراهم گردد و منابع لازم بسیج شود. از این دیدگاه، سرمایه گذاری در آموزش و مراکز تربیت معلم  به معنای سرمایه گذاری در توسعه ی مداوم حرفه ی معلمی تعریف شده است.
اصولی که در این فرآیند ضروری شناخته شده اند عبارتند از:
1 .توسعه ی معلم امری است مداوم.
2  .توسعه ی معلم باید خودگردان باشد و در مواردی، به یاری دیگران نیاز است.
3 .توسعه ی معلم به حمایت و منابع نیاز دارد.
4 .توسعه ی معلم هم به نفع نظام آموزشی و هم به نفع معلم است.
5  .فرآیند توسعه ی معلم به حسابرسی،نظارت و کنترل نیاز دارد.
به طور کلی در آموزش و پرورش به هیچ تحول علمی یا نوآوری مطلوب نمی توان دست یافت مگر این که پیشاپیش در شیوه های کاری معلمان، به عنوان کارگزاران واقعی، تغییرات مناسب به وجود آید. رمز سلامت و بالندگی نظام های تعلیم و تربیت را باید در سلامت، رشد و بالندگی معلم جستجو کرد.
سرمایه گذاری مادی و معنوی در تربیت معلم برای افزایش توان حرفه ای معلمان، باید با عزمی راسخ صورت گیرد و به عنوان پشتوانه ی دائمی حرکت نسل ها به سوی تغییر و تحول به طور مجدانه ای استوار گردد و نهادینه شود. همچنین توجه به مراکزتربیت معلم به عنوان منبع و مسیر  برای آموزش سازماندهی فعالیت و تأمین نیازهای آموزشی امری بدیهی است.پژوهش و تحقیق یکی از مهمترین پایه های تغییر و تحول در آموزش است و برای نیل به این هدف توجه ویژه به توليد دانش حرفه اي است.    در توليد دانش حرفه ايدانشي که مي تواند به توسعه مهارت ها ي " بازبيني" و"بازانديشي" کمک کند و ظرفيت و توانايي عمل اثربخش را توسعه دهد، "علم عمل"[1] است. اين دانش توسط نظريه پردازان مشهوري چون  کريس آرجريس[2] و دونالد شون [3]ارائه و توسعه يافته است.  تبين دلايل و باورهاي نهفته درلايه هاي زيرين عمل انسان، گسترش يادگيري زاينده، ترويج گفت و گو با خود و ديگران، يادگيري در حين عمل[4]، تفکر در حين عمل[5] ، و "برنامه ريزي به مثابه يادگيري"[6]هدف اين دانش است. يادگيري و تفکر در حين عمل نيازمند تحول بنيادي درطرزتفکر انسان، بازسازي مداوم آموخته ها، بازانديشي مستمر رفتار، بهسازي تدريجي فرايندهاي عمل وحرکت اساسي براي  وارسي بي امان  پيش فرض هاي ذهني و آزمون مداوم تجربه هاي فردي و اجتماعي است. چنين يادگيري در قلب وذهن انسان نفوذ مي کند، موجب آگاهي و تغيير رفتار مي شود، به انسان قابليت ارتباط  موثربا جهان خارج از ذهن را مي دهد و از اين طريق چشم اندازهاي تازه اي را فراسوي او قرار مي دهد، قابليت هاي انسان را گسترش مي دهد و بر توانايي خلاقيت و نوآوري هاي او مي افزايد. دانش حرفه اي براي توسعه مهارت هاي بازانديشي از طريق اين نوع يادگيري توليد و ترويج مي شود.  تحقیق و پژوهش مسیری در این راستاست. نظريه پردازان"علم عمل" برمهارت هاي گفت وگو، پرسش گري، مباحثه، بازانديشي درعمل، خود آموزي، تفکرژرف انديش و انتقادي، تبين پيش فرض ها و باورها، تجزيه و تحليل نگرش ها، بازسازي الگوهاي ذهني، تفکر و يادگيري درحين عمل، خود ارزيابي و آزمون تجربه ها تأکيد مي کنند. دونالد شون حرفه اي بودن را در توانايي بازانديشي در عمل مي داند وبراين باوراست که يادگيري در حين عمل نه تنها بر تفکر پيش ازعمل که بعضاً بر تفکر در حين عمل نيز تأکيد مي کند. از نظر شون خود آموزي، خود نوسازي وخودانديشي[7] از طريق يادگيري در حين عمل  گسترش مي يابد و موجبات بهسازي مستمر نگرش ها و عمل انسان را فراهم مي سازد. آرجريس بر اين باور است که انسان ها براساس بصيرت هاي نظري خود رفتار مي کنند،" آنها آن گونه عمل مي کنند که مي انديشند نه آن گونه که سخن مي گويند." بنابراين هر نوآوري و تغيير اثربخشي ريشه درتحول الگوهاي ذهني دارد و البته "نو شدن از انديشه ها آغاز مي شود".  تحقیق و پژوهش  با نوآوري در زيرساخت ها - بازبيني الگوهاي ذهني و بازانديشي در عمل- به گسترش يادگيري فردی و جمعی کمک مي کند و پيش برنده تغيير در آموزش را توانمند مي سازد، به ترويج ايده هاي راهنماي تازه کمک مي کند، زبان و درک مشترکي  براي گفت و گو به دست مي دهد، بازار انديشه را پررونق مي کند و گزاره هاي تازه اي براي درک بهتر جهان عرضه مي کند، اشتياق به آموختن و توانمند سازي فردي و گروهي را گسترش مي دهد، و از  راهبردها و ارزش هاي لازم براي دست يابي به آموزش   و  نوسازي آموزشي است. کارگزاران آموزشي مي توانند بر اساس  تحقیق و پژوهش پيش  هاي ذهني خود را بکاوند، مهارت هاي گفت و گو با خود و ديگران را ترويج کنند، از خود بياموزند (خود به عنوان آموزگار[8])، به بازانديشي مستمر در رفتار خود بپردازند، و با آزمون مداوم تجربه ها، بهسازي الگوهاي ذهني و تبديل آنها به دانش حرفه اي و قابل دسترس براي همه، به نوآوري در آموزش و خلق مدارسي که ياد مي گيرند،ياري رسانند.اما مسئله ان است که در مراکز تربیت معلم بعنوان مسئول تربیت معلمان،   تحقیق و پژوهش چه جایگاهی دارد ؟
آیا معلمان ما قادر هستند از تحقیق و پژوهش  به اشکال و انواع مختلف آن در آموزش استفاده برند؟ آیا برنامه های آموزشی و پرورشی مراکز تربیت معلم متناسب با نیازهای جدید قادر به پاسخگویی به نیاز معلمان  در این زمینه (تحقیق و پژوهش) است؟
معلمان ما چقدر با مباحثی همچون  روحیه علمی و پرسشگری و مواردی چون اقدام پژوهی (پژوهش در عمل) و درس پژوهی وآموزش پژوهش محور آشنا هستند؟ آیا 1 واحد درس مقدمات پژوهش و مطالعه و 2 واحد درس روش تحقیق متناسب با نیاز روز افزون معلمان می باشد و در تقویت روحیه پژوهش و افزایش معلمان پژوهنده موثر است؟
از طرف دیگر آیا ایجاد هسته ها و انجمن های تحقیق و پژوهش در مراکز تربیت معلم  پاسخ یک نیاز برای ایجاد شور و نشاط علمی در بین دانشجویان مراکز نیست؟ و چگونه است که در مراکز تربیت معلم به حداقل امور آموزشی و پژوهشی بسنده گردیده است ؟
آیا برگزاری مسابقات  علمی و پژوهشی با هدف  تشویق و توسعه فعالیتهای فردی و گروهی تحقیقی و پژوهشی معلمان میسر نیست؟
و آیا آموزش روشهای علمی و تحقیق و پژوهش و ارزش و بها دادن به آن   و قرار دادن زمان و واحد متناسب با نیاز معلمان یکی از راهکارهای پرورش معلمان پژوهنده نیست؟
در کدامین درس از دروس معلمان به انها آموخته می شود که تجارب خود را بیان کنند (تجربه نگاری) روشها و کارهایی را که برای آموزش دانش آموزان و نتایج آن را بصورت علمی به رشته تحریر در آورند(اقدام پژوهی) موضوعات درسی و روشهای آموزش خود را بررسی نمایند(درس پژوهی)و با استفاده از نتایج  بروزمطالعات و فعالیتهای دیگران آموزش خود را بروز نمایند( بروز رسانی و بومی سازی آموزش) اگر ما به تحقیق و پژوهش و آموزش و تمرین آن بهای بیشتری بدهیم مسلما معلمان ما دارای آن توان بالفعل و مناسبی هستند که از آموخته های خویش بهره برداری نمایند.

موضوعات مرتبط: آموزش ، پژوهش

تاريخ : شنبه هشتم تیر ۱۳۹۲ | 16:34 | نویسنده : م.غ |

نو سازي و نوآوري‌ در آموزش‌ و پرورش‌ چيست‌؟

نو سازي و نوآوري‌ در آموزش‌ و پرورش‌ چيست‌؟

کهنه‌ بودن‌ به‌ چيزي‌ يا انديشه‌ يا رفتاري‌ اطلاق‌ مي‌شود که‌ با شرايط‌ تازه‌ سازگار نباشد و نتواند نيازهاي‌ تازه‌ را برآورده‌ کند. در حقيقت‌، اين‌ عدم‌ انطباق‌ است‌ که‌ آدمي‌ را به‌ نوجويي‌ و نوآوري‌ برمي‌انگيزد. همواره‌ نيازهاي‌ جديدي‌ که‌ براثر تغيير شرايط‌ زندگاني‌ سربرمي‌آورند نيازها، انديشه‌ها و ارزش‌هاي‌ نويي‌ را در ذهن‌ ما پديد مي‌آورد و ما را براي‌ يافتن‌ طرح‌ نو به‌ تکاپو وا مي‌دارند. البته‌ همه‌ افراد چنين‌ نيازهايي‌ را به‌ يک‌ اندازه‌ احساس‌ نمي‌کنند و توانايي‌ نوجويي‌ و بالاتر از آن‌، توان‌ نوآوري‌ را ندارند، بدين‌ سان‌ جامعه‌ به‌ گروه‌هاي‌ گذشته‌ گرا و حال‌گرا يا آينده‌نگر و نوآور تقسيم‌ مي‌شود و سرانجام‌ کساني‌ در اين‌ عرصه‌ به‌ زمينه‌ سازي‌ تحول‌ جامعه‌ و الگوها يا سبک‌هاي‌ زندگاني‌ نايل‌ مي‌شوند که‌ روحي‌ آفرينشگر يا خلاق‌ دارند و اين‌ تحول‌ را پيشاپيش‌ احساس‌ کنند.
نوکردن‌ نخست‌ بايد از جايي‌ آغاز شود که‌ به‌ آموزش‌ دانش‌ها و مهارتهاي‌ جديد و يادگيري‌ عميق‌تر و سريع‌تر مي‌انجامد. در واقع‌ در وهله‌ اول‌ بايد جهتي‌ را مشخص‌ کرد که‌ سياست‌ آموزش‌ و پرورش‌ و برنامه‌ريزي‌ها و تعيين‌ روش‌ها در آن‌ جهت‌ سير مي‌کند در واقع‌ در نوآوري‌ که‌ مي‌توان‌ يا بايد در نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌ پديد آيد، تعيين‌ غايت‌ها يا مقاصد عالي‌ آموزش‌ و پرورش‌ و سپس‌ هدف‌هاي‌ کلي‌ و آنگاه‌ اهداف‌ آموزشي‌ در مرتبه‌ نخست‌ قرار دارد و در اينجا سلسله‌ مراتبي‌ متصور است‌ که‌ نخست‌ بايد آن‌ را مشخص‌ کرد و اين‌ کار شايد، ضروري‌ترين‌ و در عين‌ حال‌ دشوارترين‌ کاري‌ باشد که‌ مسوولان‌ نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌ با مشارکت‌ انديشمندان‌ و دانشمندان‌ علوم‌ انساني‌، بويژه‌ علوم‌ تربيتي‌ بايد انجام‌ دادن‌ آن‌ را عهده‌دار شوند.
شرايط‌ اجراي‌ طرح‌هاي‌ نو در آموزش‌ و پرورش‌
نخستين‌ شرط‌ اجراي‌ موفقيت‌آميز طرح‌هاي‌ نويي‌ که‌ ذکر آنها گذشت‌، اين‌ است‌ که‌ زمينه‌ براي‌ اجراي‌ آنها از جهات‌ گوناگوني‌ فراهم‌ شده‌ باشد.
تاريخ‌ آموزش‌ و پرورش‌ معاصر ايران‌، نشان‌ مي‌دهد که‌ در گذشته‌، طرح‌هاي‌ نوسازي‌ يا بازسازي‌ آموزش‌، چون‌ مقدمات‌ اجراي‌ آنها فراهم‌ نشده‌ بود، هرچند منطقي‌ به‌ نظر مي‌رسيدند و به‌ کاربستن‌ آنها به‌ صلاح‌ ملت‌ بود، بطور ناقص‌ به‌ اجرا درمي‌آمدند و به‌ جاي‌ اينکه‌ سودمند باشند، وضع‌ را پيچيده‌تر و آشفته‌تر مي‌ساختند، يا پس‌ از چندي‌ به‌ فراموشي‌ سپرده‌ مي‌شدند.
در واقع‌، نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌ عناصر سازنده‌ آن‌ را نمي‌توان‌ يکسره‌ و از بيخ‌ و بن‌ از ميان‌ برداشت‌ و نظام‌ يا عناصر کاملا جديد و از جمله‌ برنامه‌ها و روش‌هاي‌ به‌ کلي‌ نو را به‌ جاي‌ آنها گذاشت‌، زيرا اولا عناصر اين‌ نظام‌ به‌ هم‌ پيوسته‌اند و بر روي‌ هم‌ تاثير متقابل‌ دارند. ثانياص چنانکه‌ جامعه‌شناسان‌ معاصر نشان‌ داده‌اند، نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌ روي‌ هم‌ با نهادهاي‌ اجتماعي‌ ديگر رابطه‌يي‌ تنگاتنگ‌ دارد، در آنها تاثير مي‌کند و از آنها تاثير مي‌پذيرد و وقتي‌ بدون‌ توجه‌ به‌ اين‌ پيوندها و به‌ صرف‌ تقليد از الگوهايي‌ که‌ به‌ جامعه‌ ديگري‌ تعلق‌ دارند يا جهان‌بيني‌ تازه‌يي‌ که‌ رايج‌ شده‌ است‌، به‌ تغيير دادن‌ تمامي‌ يا بخشي‌ از نظام‌ مذکور مي‌پردازيم‌ غالبا نه‌ تنها نتيجه‌يي‌ مطلوب‌، که‌ نوسازي‌ و يا بازسازي‌ آن‌ است‌، به‌ دست‌ نمي‌آيد بلکه‌ آشفتگي‌ها و سردرگمي‌هاي‌ تازه‌يي‌ به‌ وجود مي‌آورد که‌ ترميم‌ آنها گاه‌ بسيار دشوار است‌.

نوآوري‌ در آموزش‌ و پرورش‌ را از کجا و چگونه‌ بايد آغاز کرد؟

نخستين‌ گام‌ در اين‌ کار، شناخت‌ وضع‌ موجود و کمبودها و کاستي‌هاي‌ آن‌ در مقايسه‌ با وضع‌ مطلوب‌ ، يعني‌ وضعي‌ است‌ که‌ نيل‌ به‌ هدفهاي‌ جديد را ممکن‌ مي‌سازد. گام‌ دوم‌ فراهم‌ کردن‌ شرايطي‌ است‌ که‌ در آن‌ الگوهاي‌ نو مي‌توانند صورت‌ علمي‌ به‌ خود بگيرند در اينجا، بديهي‌ است‌ که‌ به‌ محص‌ مشاهده‌ کمبودهاي‌ وضع‌ موجود نمي‌توان‌ از الگوهايي‌ که‌ در فرهنگ‌ و اوضاع‌ اجتماعي‌ ديگري‌ ساخته‌ و پرداخته‌ شده‌اند تقليد کرد. گام‌ سوم‌ آگاه‌ ساختن‌ گروه‌هاي‌ درگير در کار از فايده‌ و ضرورت‌ نوآوري‌ مورد نظر است‌. به‌ علاوه‌، به‌ موازات‌ اين‌ کار بايد گروه‌هاي‌ مختلف‌، بويژه‌ خانواده‌ها را در جريان‌ گذاشت‌ و با جلب‌ موافقت‌ آنان‌ با کاري‌ که‌ بايد انجام‌ گيرد، آنان‌ را به‌ همکاري‌ برانگيخت‌. تجربه‌ نشان‌ مي‌دهد که‌ هرگونه‌ نوآوري‌ در آموزش‌ و پرورش‌ بيش‌ از آنکه‌ در بدنه‌ نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌ دگرگوني‌ پديد آورد و براي‌ آنکه‌ به‌ نتيجه‌ برسد، بايد در محيط‌هاي‌ پرورش‌ به‌ اصطلاح‌ غيررسمي‌ (خانواده‌ها، رسانه‌هاي‌ جمعي‌، مساجد و...) پذيرفته‌ شده‌ باشد..

بازبيني و بازانديشي             
براي تبين و بازبيني نگرش ها، پيش فرض ها و باورهايي که عميقاً بر رفتارانسان تاًثير مي گذارند و به نحو کلي ادراک آدمي از جهان را مي سازند، دو نوع مهارت لازم است، " بازبيني" و"بازانديشي". بازبيني به انسان کمک مي کند تا به آرامي و دقت در فرايندهاي تفکرخود تأمل کند و دريابد که الگوهاي ذهني چگونه شکل مي گيرند. بازانديشي به آدمي کمک مي کند تا در جريان گفت و گو و سهيم شدن در فرايند تبين پيش فرض هاي خود با ديگران، آگاهي خود را نسبت به کيفيت نگرش هاي خود افزايش دهد و تأثير آن را در عمل دريابد
گزارش هاي تجربي، پژوهشي و ابتکارعمل هاي فردي و سازماني مديران، پژوهشگران، کارآموزان و   استادان برجسته نوآوري و تغيير در سازمان که درآثار پيترسنگه و همکارانش در مرکز يادگيري سازماني دانشکده مديريت دانشگاه  ام آي تي (از سال 1997 جامعه ي يادگيري سازماني) ارائه شده است نشان مي دهد که هدف اصلي قاعده الگوهاي ذهني در سازمان يادگيرنده، شفاف سازي، تبين وگفت وگو پيرامون  پيش فرض ها، نگرش ها، باورها و تصويرهاي ذهني است که انسان ها براساس آنها جهان را فهم و تفسير مي کنند و با آن در تعامل هستند. به آفتاب افکندن الگوهاي ذهني به انسان ها کمک مي کند تا تأثيرپيش فرض هاي ذهني در رفتارو زندگي خود را به روشني مشاهده کنند، در جستجوي راهي براي بازبيني واصلاح آنها باشند، والگوهاي ذهني تازه اي که نويد جهان و زندگي بهتري را مي دهند خلق کنند
انسان همواره درزندگي فردي، شغلي، آموزشي، اجتماعي، خانوادگي و... بر اساس تصورات خود دست به تفسير واقعيت هاي خارج از ذهن خود مي زند، اغلب آنها را يقيني مي پندارد و بر اساس آنها تصميم مي گيرد. بنابراين هرتغييري براي بهبود عملکردها و نتايج آن الزاماً بايد از طريق بهسازي پيش فرض هاي ذهني انسان شروع شود. آگاهي بيشتر نسبت به نحوه ي استدلال، روش تفکر و عمل(بازانديشي)، تبين دقيق وشفاف پيش فرض هاي ذهني خود در تعامل با ديگران (بازبيني)، وبازنگري در فرايند تصوير سازي ذهني، تجزيه و تحليل سناريوها واستنتاج در ذهن(نردبان استنتاج)  به بهسازي مناسبات انساني کمک مي کند و از اين طريق پيش فرض هاي ذهني را بازسازي مي کند. ولي  به راستي آيا الگوي ذهني مؤثري براي ارائه به افراد سازمان جهت مواجه با انبوه چالش ها در گسترش يادگيري، گفت و گو و تغيير الگوهاي ذهني رايج وجود دارد؟
توسعه الگوهاي ذهني به شرايط محيطي، ساختار سازماني و معماري مناسبات انساني و اجتماعي بستگي دارد. الگوي ذهني برتري براي نشاء در ذهن و انديشه ديگران وجود ندارد. هنر بزرگ رهبري سازمان ايجاد محيط سازنده وبرقراري مناسبات اثربخشي است که از طريق آن افراد سازمان بتوانند، با آموختن از خود و ديگران، امکان بهسازي و توسعه مستمر الگوهاي ذهني را فراهم آورند
    
توليد دانش حرفه اي
دانشي که مي تواند به توسعه مهارت ها ي " بازبيني" و"بازانديشي" کمک کند و ظرفيت و توانايي عمل اثربخش را توسعه دهد، "علم عمل"[2] است. اين دانش توسط نظريه پردازان مشهوري چون  کريس آرجريس[3] و دونالد شون [4]ارائه و توسعه يافته است.  تبين دلايل و باورهاي نهفته درلايه هاي زيرين عمل انسان، گسترش يادگيري زاينده، ترويج گفت و گو با خود و ديگران، يادگيري در حين عمل[5]، تفکر در حين عمل[6] ، و "برنامه ريزي به مثابه يادگيري"[7]هدف اين دانش است.
يادگيري و تفکر در حين عمل نيازمند تحول بنيادي درطرزتفکر انسان، بازسازي مداوم آموخته ها، بازانديشي مستمر رفتار، بهسازي تدريجي فرايندهاي عمل وحرکت اساسي براي  وارسي بي امان  پيش فرض هاي ذهني و آزمون مداوم تجربه هاي فردي و اجتماعي است. چنين يادگيري در قلب وذهن انسان نفوذ مي کند، موجب آگاهي و تغيير رفتار مي شود، به انسان قابليت ارتباط  موثربا جهان خارج از ذهن را مي دهد و از اين طريق چشم اندازهاي تازه اي را فراسوي او قرار مي دهد، قابليت هاي انسان را گسترش مي دهد و بر توانايي خلاقيت و نوآوري هاي او مي افزايد. دانش حرفه اي براي توسعه مهارت هاي بازانديشي از طريق اين نوع يادگيري توليد و ترويج مي شود. يادگيري که معمولاً  برونداد آموزش هاي رسمي و مدرسه اي (مدرسه به عنوان سازمان آموزشي "اغلب نتيجه گرا") نيست، بلکه در نتيجه فرايندعمل پيچيده مدارسي که ياد مي گيرند[8] (مدرسه به مثابه سازمان يادگيرنده "اغلب فرايند گرا") پديدارمي شود.
نظريه پردازان"علم عمل" برمهارت هاي گفت وگو، پرسش گري، مباحثه، بازانديشي درعمل، خود آموزي، تفکرژرف انديش و انتقادي، تبين پيش فرض ها و باورها، تجزيه و تحليل نگرش ها، بازسازي الگوهاي ذهني، تفکر و يادگيري درحين عمل، خود ارزيابي و آزمون تجربه ها تأکيد مي کنند. دونالد شون حرفه اي بودن را در توانايي بازانديشي در عمل مي داند وبراين باوراست که يادگيري در حين عمل نه تنها بر تفکر پيش ازعمل که بعضاً بر تفکر در حين عمل نيز تأکيد مي کند. از نظر شون خود آموزي، خود نوسازي وخودانديشي[9] از طريق يادگيري در حين عمل  گسترش مي يابد و موجبات بهسازي مستمر نگرش ها و عمل انسان را فراهم مي سازد. آرجريس بر اين باور است که انسان ها براساس بصيرت هاي نظري خود رفتار مي کنند،" آنها آن گونه عمل مي کنند که مي انديشند نه آن گونه که سخن مي گويند." بنابراين هر نوآوري و تغيير اثربخشي ريشه درتحول الگوهاي ذهني دارد و البته "نو شدن از انديشه ها آغاز مي شود"[10].

رهيافت‌ها
نوآوري در زيرساخت ها - بازبيني الگوهاي ذهني و بازانديشي در عمل- به گسترش يادگيري سازماني[11] کمک مي کند و احترام به ايده سازمان يادگيرنده را برمي انگيزد. زيرا عوامل پيش برنده تغيير در سازمان را توانمند مي سازد، به ترويج ايده هاي راهنماي تازه کمک مي کند، زبان و درک مشترکي  براي گفت و گو به دست مي دهد، بازار انديشه را پررونق مي کند و گزاره هاي تازه اي براي درک بهتر جهان عرضه مي کند، اشتياق به آموختن و توانمند سازي فردي و گروهي را گسترش مي دهد، و راهبردها و ارزش هاي لازم براي دست يابي به آرمان مشترک را توسعه مي دهد
ترويج يادگيري سازماني نقطه عزيمتي براي نوسازي آموزشي است. کارگزاران آموزشي مي توانند بر اساس قواعد سازمان يادگيرنده پيش فرض هاي ذهني خود را بکاوند، مهارت هاي گفت و گو با خود و ديگران را ترويج کنند، از خود بياموزند (خود به عنوان آموزگار[12])، به بازانديشي مستمر در رفتار خود بپردازند، و با آزمون مداوم تجربه ها، بهسازي الگوهاي ذهني و تبديل آنها به دانش حرفه اي و قابل دسترس براي همه، به نوآوري در آموزش و خلق مدارسي که ياد مي گيرند[13] ياري رسانند.

 



[1] الگوهاي ذهني ، تصويرها، پيش فرض ها، باورها و داستان هايي است که انسان درباره خود، ديگران، سازمان ها، مناسبات اجتماعي و همه جنبه هاي جهاني که در آن زندگي مي کند در ذهن خود دارد. الگوهاي ذهني نشان دهنده دريافت هاي آدمي  ازجهان خارج است و دقيقاً بيانگرآنچه است که درارتباط با جهان خارج  مي بيند. انسان بدون نقشه هاي ذهني قادر به شناخت جهان پيچيده پيرامون خود نيست. البته اين تصويرهاي ذهني از آنجا که نقشه کاملي از واقعيت را ارائه نمي دهند، ناقص اند ولي ادراک آدمي از جهان خارج را مي سازند، منشاء تحليل و تفسير پديده ها هستند و بنيان واکنش و عمل انسان را تشکيل مي دهند.

[2]- Action Science

[3]- Chris Argyris

[4]- Donald Schon

[5]-) Learning by doing

[6]-) Reflection in action

[7]-) Planning as learning

[8]-) Schools that learn  

[9]) Self-reflection

[10] -نگاه کنيد به مصاحبه سردبير رشد زيست شناسي با محمد رضا سرکار آراني (1385) پيرامون آموزش مبتني بر فناوري اطلاعات و ارتباطات

[11]) Organizational learning

[12]) Self as teacher

 

[13] -نگاه کنيد به مقاله محمد رضا سرکار آراني (1385) با عنوان در جستجوي مدارسي که ياد مي‌گيرند

 بررسی و نتیجه گیری از چندین مقاله


موضوعات مرتبط: مدیریت ، آموزش

تاريخ : شنبه هشتم تیر ۱۳۹۲ | 16:23 | نویسنده : م.غ |

افزایش رقبت دانش آموزان به نماز

بررسي شيوه هاي تشويق و ترغيب کودکان و نوجوانان به نماز جماعت

 نويسنده: مليحه اسلاميان

چکيده:

اين پژوهش به بررسي شيوه هاي تشويق و ترغيب نوجوانان و کودکان جوانان به نماز جماعت از ديدگاه احاديث و سيره معصومين عليهم السلام مي پردازد.
با استفاده از شيوه هاي تعليم و تربيت اسلامي روشهاي تشويق و ترغيب مشخص گرديد.
يافته هاي پژوهش به اين قرار است که در احاديث و سيره معصومين (ع)از روش بينش دادن در مورد ماهيت و اهميت نماز و نماز جماعت و بيان نقش آن در زندگي دنيا و آخرت، روش تعليم و آموزش نماز و آموزش مناسب نماز جماعت.
روشهاي خيرخواهانه شامل موعظه، نصيحت بيان فلسفه و حکمت نماز جماعت امر به معروف، پيشروو اندازه و روش الگويي اسوه سازي روش محبت (تأييد و تحسين، همراهي و انظباط)شيوه تکريم شخصيت (پذيرش و احترام، برخورداري از پايگاه اجتماعي)روش زمينه سازي (مکان، زمان و شرايط نماز جماعت)و بالاخره از شيوه تنبيه استفاده شده است.اما از شيوه فريضه سازي يعني اجبار کردن نماز جماعت استفاده شده است.
نقل شده از امام صادق (ع)عرض کرديم نماز خواندن در جماعت فريضه شده است؟
فرمودند:نماز فريضه است در تمام نمازها جمع شدن فريضه نيست، و لکن سنت است.

فصل اول
کليات تحقيق
مقدمه

نماز ميراث تمامي انبياء است هر پيامبري که مبعوث به رسالت شد.انسانها را به نماز دعوت کرد و به آن سفارش نمود.
قرآن کريم در «سوره مريم آيه 31 از دعوت به نماز حضرت عيسي (ع)و درآيات بعد از دعوت، به نماز حضرت اسماعيل (ع) ياد کرده است.در سوره طه خداوند به پيامبري (ص) مي فرمايد:
«خانواده و پيروان خود را به نماز امر کن و در اين دعوت شکيبا باش.»
نماز کشتي نجات است که همه افراد بخصوص کودکان و نوجوانان ها و جوان ها را از طوفانها و خيزابها عبور مي دهد و به ساحل آرامش و رستگاري مي رساند.
بر پايي نماز در مدارس وظيفه اي خطير و بسيار حساس است، زيرا مدارس جداي از ويژگيهاي منحصر به فرد، محل تشويق، اضطراب، رقابت هاي نگران کننده توأم با شکست و پديده هاي ناخوشايند ديگري است که هر کدام از آن ها به تنهايي قادر به تبديل محرکهاي خنثي به محرکهاي شرطي نيرومند فراخوان اضطراب و حالات ناخوشايند رواني مي باشند.بنابراين ايجاد اصلاحات بنيادي به منظور تغيير در نگرش دانش آموزان نسبت به مناسک جاري به ويژه نماز جماعت مي تواند زمينه ساز تحولات اساسي در شخصيت دانش آموزان شود و نه تنها نگرش آنها را نسبت به صورت ظاهري عبادات بهبود بخشد.بلکه در جهت گيري اصولي به سوي ارزشهاي انساني آنها را هدايت نمايد. بسياري از مشکلات فردي و اجتماعي کاهش يافته و تهاجم فرهنگي بيگانه به نسل نو چندان کاري از پيش نخواهد برد و در زمينه فکري و اخلاقي از انحراف مصون خواهند ماند.اين پژوهش بر آن است تا با فرا راه قرار دادن احاديث، سيره معصومين (ع)شيوه هاي تشويق و ترغيب نوجوانان و کودکان و جوانان به نماز جماعت را بيابد.

اهميت و ضرورت تحقيق:

تشويق بر خلاف تنبيه که از عوامل بازدارنده است از عوامل وادار کننده است و به انسان نيرو و انرژي مي دهد.فردي که تشويق مي شود از کار خود احساس رضايت مي کند و همين احساس رضايت جلو خستگي و بي ميلي او را مي گيرد البته بعضي افراد آنقدر به هدفهاي خود مؤمن هستند که نيازي نيست کسي آنها را تشويق کند و خود مشوق خويش هستند اما همه افراد اين طور نيستند بخصوص کودکان و نوجوانان براي رسيدن به هدفهاي خود نياز به تشويق دارند.به طور کلي بشارت يکي از دو جنبه وظايف پيامبران است.يک رهبر ديني بوسيله تشويق مي تواند افراد در تمامي جنبه هاي ديني به حرکت و تکاپو وادار نمايد.قرآن کريم در «آيه 65 سوره انفال» و «آيه 84 سوره نساء»گوشزد مي نمايد که تشويق انسان را بزرگ مي کند و به او نيرو مي دهد.
با توجه به اهميت و تأثير نماز جماعت در بهداشت رواني روحي فردي و اجتماعي و تأثير تشويق در برانگيختن افراد به فضايل اخلاقي بخصوص اقامه نماز به صورت جماعت و اينکه در احاديث و سيره پيامبر اکرم (ص)و ائمه اطهار (ع)اين شيوه به کار گرفته شده است لازم است تا پژوهشي در احاديث و سيره معصومين در زمينه تشويق و ترغيب کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت انجام شده است و نتايج اين پژوهش مورد استفاده برنامه ريزان آموزش و پرورش، رسانه هاي جمعي، مسئولان آموزش خانواده، و انجمن اولياء و مربيان، مربيان پرورشي و مجريان نمازهاي جماعت خواهد بود.

اهداف پژوهش

الف- هدف کلي اين پژوهش عبارتست ازيافتن شيوه هاي تشويق و ترغيب کودکان ونوجوانان وجوانان و نماز جماعت در احاديث و سيره معصومين (ع).
ب- اهداف جزئي پژوهش عبارت است از:
1- بررسي اهميت نماز و نمازجماعت در احاديث و سيره معصومين (ع).
2- بررسي تأثير بينش و آگاهي دادن در گرايش کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت.
3- بررسي تأثير روش اسوه سازي در گرايش کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت.
4- بررسي تأثير زمينه سازي در گرايش کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت.
5- بررسي تأثير روش هاي خيرخواهانه در گرايش کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت.
6- بررسي تأثير روش محبت در گرايش کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت.
7- بررسي تأثير روش فريضه سازي در گرايش کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت.
8- بررسي تأثير شيوه تعليمي (آموزش نماز و مناسک آن)در گرايش و نوجوانان وکودکان و جوانان به نماز جماعت.

سؤالات تحقيق:

1- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع)براي تشويق و ترغيب کودکان ونوجوانان و جوانان به نماز جماعت از روش تکريم شخصيت (پذيرش و احترام برخورداري از پايگاه اجتماعي)استفاده شده است؟
2- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) براي تشويق و ترغيب نوجوانان و جوانان و کودکان به نماز جماعت روش بينش در مورد ماهيت و اهميت نماز، نقش نماز در زندگي دنيايي، يادآوري نقش نماز در حيات اخروي، ياد آوري نعمتها به کار گرفته شده است؟
3- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) ارزش الگويي و اسوه سازي براي ترغيب و تشويق کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت استفاده شده است؟
4- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) براي تشويق و ترغيب و تشويق نوجوانان و جوانان وکودکان به نماز جماعت شيوه صحبت (تاييد و تحسين، همراهي و ارتباط) بکار گرفته شده است؟
5- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) شيوه زمينه سازي (مکان و زمان) براي تشويق وترغيب کودکان و نوجوانان و جوانان به نماز جماعت استفاده شده است؟
6- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) براي تشويق وترغيب نوجوانان وکودکان و جوانان به نماز جماعت روش هاي خيرخواهانه (موعظه و نصيحت، امر به معروف، تبشير و انذار) به کار برده شده است؟
7- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) ازروش تعليمي (آموزش نماز و مناسک آن) براي تشويق وترغيب کودکان و نوجوانان به نماز جماعت استفاده شده است؟
8- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) براي تشويق وترغيب نوجوانان وکودکان به نماز جماعت شيوه فرضيه سازي به کار برده شده است؟
9- آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) براي تشويق وترغيب نوجوانان وکودکان و جوانان به نماز جماعت از روش مواجهه با نتايج اعمال (پاداش و تقويت مثبت تقويت منفي، تنبيه)استفاده شده است؟

تعريف اصطلاحات و واژه هاي پژوهش :
تشويق:

اين کلمه از ريشه شوق گرفته شده و شوق در فرهنگ واژه هاي متفاوت به شرح زير معنا شده است. (عميد، 1379). برانگيختن به عشق و محبت، به آرزو در آوردن، برانگيخته شدن عشق، آرزومندي، ميل خاطر، رغبت (عميد 1379).
پر زدن و کنده شدن دل در هواي کسي يا چيزي، دوستي چيزي فرد را به سمت خود بکشد، دوست داشتن چيزي (بندريگي، محمد، 1358).در واژه نامه روان شناسي (براهني و همکاران، 1369) تشويق را هم معني با تقويت و ترجمه کلمه reinforcement آورده است.

ترغيب:

اين واژه از ريشه رغبت گرفته شده و واژه رغبت در فرهنگ واژه هاي متفاوت چنين معنا شده است، دوست داشتني، مايل بودن و حريص بودن (قريشي، علي اکبر، 1353). اراده کردن چيزي، دوست داشتن (المنجد، دارالمشرق، لبنان).

نماز:

اين کلمه ترجمه عربي صلوة است.
صلوة ممکن است به معناي زيارت است چنانچه حضرت علي (ع) فرمودند: «قد قامت الصلوة» يعني وقت زيارت و ديدار رسيد.و يا اينکه به معناي رحمت است(ملکي تبريزي، 1363).

روايت:

خبري است که به طريق نقل به معصوم ختم شود. (مدير شانه چي، 1362).

فصل دوم
ادبيات و پيشينه تحقيق
بخش اول: ادبيات تحقيق

بيش از 122 آيه در قرآن مجيد پيرامون نماز نازل شده است که اين امر نشان دهنده اهميت و منزلت نماز نزد خداوند عظيم الشان است(ديلمي، 1377).
نماز و دعا و نيايش طپش قلب و تنفس شخص را آرامش مي بخشد و اين اعمال روحاني باعث پايين آمدن فشارخون، کندي امواج مغزي بدون استفاده از دارو و جراحي مي شود.(بهشتي، 1375).
نماز حقيقي به وجود آورنده شادي و نشاط در انسان است. (خواجه نصيرالدين طوسي - 1375) مي گويد: کسي شاد است که مي داند نبايد به چيزي دل ببندد که بيم از دست دادن آن را دارد و نماز گزار حقيقي به کسي جز خدا دل نمي بندد.

جايگاه نماز در اديان ديگر:

مسئله نيايش به ويژه نماز مخصوص اديان وحياني نبوده بلکه در اديان غيرالهي هم مطرح بوده است (غمخوار يزدي، 1375، ص5).
ويل دورانت در تاريخ تمدن خود در مورد عبادت يونان باستان مي نويسد: «مؤمنان در جريان عبادت، خود را به مذبح که در جلوي معبد قرار داشت مي رساندند و به وسيله قرباني و نماز از خشم خدا ايمني مي يافتند. و ياري او را طلب مي کردند. (ويل دورانت، ترجمه آريانپور، 1340، ج1، ص 228)
در آيين يهود: يهوديان در شبانه روز سه مرتبه نماز مي خوانند که آنها را نماز صبجگاه و نماز نيم روز و نمازت شامگاه مي گويند.(رضايي، 1368، ص 288).
در آيين مسيحيت: در قاموس کتاب مقدس در بخشي تحت عنوان نمازآمده است. «نماز از جلمه واجبات دينيه همه روز تمام ملل و مذاهب است چه به صورت منفرد و چه به صورت جماعت و مقصود از نماز گفتگو کردن و صحبت داشتن با خدا و خواستن احتياجات و اظهار تشکر و امتنان براي الطاف و مراحم حق تعالي مي باشد». (هاکس آمريکايي به نقل از غمخوار يزدي، 1375، ص33).

روشهاي تربيت دراسلام به شرح زير است:

ايجاد زمينه سالم تربيتي وجود اسوه و سرمشق براي تربيت، تمرين، تکرار و عادت دادن، تعليم و تعلم، مشاهده، تجربه و تعقل، موعظه، نصيحت، امر به معروف، انذار، نهي از منکر و مبارزه با انحرافات، برقراي ثواب و عقاب براي اعمال، ايجاد محيط مساعد تربيتي، بيان قصص انبياء و سرگذشت ملل، ذکر امثال و تشبيه معقول به محسوس، دعا ونيايش، توبه و بازگشت، برقراري يک نظام اسلامي براي اجراء تداوم تربيت .(احمدي، 1380، ص 72).
باقري(1380)علاوه بر روشهاي فوق روشهاي ديگري را نيز نام مي برد:
تلقين و تحميل به نفس،اعطاي بينش در مورد نظام هستي، دنيا و حقيقت و تاريخ انسان و مرگ، دعوت به ايمان، محاسبه نفس، زمينه سازي، تغيير موقعيت، تحريک ايمان، ابتلا، آراستن ظاهر، تزيين کلام، مبالغه در عفو، تبشير، مبالغه در پاداش، تکليف به قدر وسع، انذار، مجازات به قدر خط، ابزار تواناييها، تغافل، تزکيه، تعليم حکمت، يادآوري نعمتها، عبرت آموزي، مرحله اي نمودن تکاليف، تجديد نظر در تکاليف، بيان مهر و قهر، عطا و حرمان، سبقت، تکليف در غايت وسع.

اصول جذب نوجوان به نماز، اصول جذب کودکان به نماز:

در رابطه با همه تيپها اصول زير براي جذب نوجوان و کودکان به نماز نقشي سازنده دارد:
1- محبت
2- تشويق از طريق ذکر فضائل و پاداش هاي اعمال روا و مناسب در اسلام.
3- ستايش عمل ديگران بدون تحقير کردن نوجوان.
4- روحيه دادن.
5- آراستن ظاهر.
6- آسان گيري و مراقبت از او که خود را در عبادت خسته نکند.
روش اي تجسمي، تصويري، عرضه و نمايش و اجراي برنامه هايي از اين قبيل در تلويزيون و ديگر عرصه ها نقش فوق العاده اي دارند و در ايجاد رغبت و جلب نوجوانان و کودکان مؤثر است. بخصوص اگر بر مبناي قاعده و هدايت عواطف باشند.

روش هاي جذب نوجوان به نماز:
روشهاي جذب کودکان به نماز:

استفاده از روش هاي زير مفيد است:
روش هاي آگاهي بخش: مثل تذکر امر به معروف و ارشاد.
روش هاي عاطفي: مثل حب به تحريک عواطف، همگاني و احسان.
روش هاي جلب: پذيرش، احترام، تکريم، توجه کردن.
روش هاي خيرخواهانه: نصيحت، حکمت.
روش هاي اقناعي: استدلال، مجادله، برهان.
روش هاي تبييني: تشريح و گفتگوي آزاد.
روش هاي برانگيزننده: تحسين، تأييد، ترغيب، تحريض و تشويق.
روش هاي اميدساز: وعده، بشارتها.
روش هاي ترغيبي: ذکر صالحان، داستان گويي و بازي.
روش هاي عنايت آميز: عبور کريمانه، تغافل، تسامح، تجاهل، مهلت دادن.
روش هاي برخوردهاي غير مستقيم: مثل کنايه، اشاره.
روش هاي جدي در برخورد: مثل اعلام تعجب، تقبيح، قطع محبت، قهر.
روش هاي اعتراضي: اعتراض، ابراز تأسف، محروم کردن.
سرزنشها، ملامت، توبيخ.
روشهاي هشدار دهنده: اخطار افشاء.
روش هاي تهديدي: ارعاب، تخويف.
روش هاي تنبيهي: تندي و سختگيري، تعريز.
اينکه چگونه بايد نوجوان و کودکان را به نماز جلب کرد پاسخ قاطعي ندارد و بستگي دارد به نوع شخصيت کودکان و نوجوانان براساس روان شناسي تربيتي شخصيت کودکان و نوجوانان از تيپهاي گوناگوني است مثل شخصيت خودکار، سازش پذير، بدگمان، افتاده، مبارزه طلب، تعديل نيافته، ماجراجو، مشتاق، اخلاقي.
براي ترغيب دانش آموزان به اقامه نماز نکاتي بايد مورد توجه قرار گيرد:
1- تکريم و شخصيت دادن به کودکان و نوجوانان اين نکته باعث جذب نوجوان و کودکان به والدين و مربيان شده و رفتار آنها را سرمشق و الگوي خود قرار مي دهد.
2- استقبال از کودکان و نوجوان در مکان هاي برگزاري نماز بايد طوري با نوجوانان و کودکان برخورد شود که احساس کنند به حساب آورده مي شوند و مورد احترام هستند.
3- مجازات: در کنار نماز از برنامه هايي مثل فيلم، کتاب نيز استفاده شود.
4- تشويق و ترغيب:در اين زمينه گاهي جوايز ارزنده اي براي آنها در نظر گرفته شود.
5- مسؤليت: مسئوليت بعضي برنامه هاي نماز خانه ها به کودکان و نوجوانان واگذار شود.
6- آموزش اصول اعتقادي: وقتي کودک و نوجوان به اصول اعتقادي ايمان داشته باشند. نماز را که جزء فروع دين است انجام خواهد داد.
7- تکريم و بزرگداشت نماز، والدين و مربيان موظف هستند نماز را با اهميت تلقي کنند. اين در روح نوجوان اثر مطلوبي به جاي خواهد گذاشت.
8- خودداري از زور و تحميل: تحميل فطرت خداداد کودک و نوجوان را منحرف مي سازد و او را از خواندن نماز منصرف مي کند.
9- تخلق به اخلاق و اصول انساني: والدين و مربيان ضمن اقامه نماز بايد تلاش کنند متخلق به اخلاق و اصول انساني باشند.
10- زيبا سازي مکان نمازخانه: به ويژه اصول بهداشتي و نظافتي در اين مکان رعايت گردد.(رشيدپور، 1376، ص 82)

بخش دوم: پيشينه تحقيق در ايران

1- «بررسي ويژگي هاي شخصيتي و خانوادگي دانش آموزان مدارس راهنمايي پسرانه منطقه جي شهراصفهان که گرايش به نماز دارند»(اميري، 1380).
بنابر يافته هاي اين تحقيق دانش آموزاني که گرايش به نماز دارند از ميزان اعتماد به نفس و کنترل دروني بالا و هيجان خواهي کمي برخوردارند.
2- «علل عدم گرايش به نماز» حسيني و دلاويز، 1371، مازندران)

نتيجه:

مهمترين علل گرايش به نماز عبارتند از تنبلي و سستي، عدم آگاهي و شناخت پيرامون فوايد و اثرات نماز، نماز خواندن را بلد نيستند، عدم تاثير نماز در اخلاق و رفتار بعضي نمازگزاران، احساس گناه و شرمساري از اعمال خويش و نهايتاً اينکه چون پدر و مادر و دوستان آنها به نماز اهميت نمي دهند. جامعه آماري اين پژوهش 1000 دانش آموز مقطع راهنمايي و متوسطه استان مازندران بوده است.

فصل سوم
تجزيه و تحليل
تجزيه و تحليل يافته هاي پژوهش

1- روش بينش دادن:
الف- بيان اهميت و ماهيت نماز از ديدگاه معصومين عليهم السلام پيامبر اکرم (ص) فرمودند: جايگاه نماز در دين مانند جايگاه سر دربدن است.حضرت علي (ع) فرمودند: هر چيز داراي سيماست، سيماي دين شما نماز است.
امام باقر (ع) فرمودند: اسلام بر روي پنج پايه بنا شده است: نماز، روزه، زکات، حج، ولايت.
امام رضا (ع) فرمودند: نماز به صورت جماعت با فضيلت ترين است.
حضرت فاطمه زهرا (س) فرمودند: خداوند نماز را جهت دوري از کبر و خودپسندي مقرر فرمود.
ابي الحسن (ع) فرمودند:
انتظار نماز جماعت، از نماز جماعتي تا نماز جماعتي ديگر، کفاره همه گناهان است.
2- استفاده از روش هاي تعليمي:
نماز را به فرزندان خويش تعليم دهيد چون به هشت سالگي رسيدند آنان را وادار به خواندن اين فريضه الهي نمايي. «امام علي (ع)»
3- روش هاي خيرخواهانه شامل:
موعظه و نصيحت، امر به معروف، بيان فلسفه و حکمت نماز جماعت، تبشير و انذار.
4- روش هاي الگويي و اسوه سازي:
هنگام ظهر فرارسيد (ده سپاه آماده شدند که به امامت امام حسين (ع) نماز جماعت را بخوانند) امام حسين (ع) به پسرش (امام زين العابدين و يا حضرت علي اکبر عليهماالسلام فرمود: اذان بگو و اقامه بگو. وي اذان و اقامه گفت سپس نماز خواندند.
5- روش محبت (تاييد و تحسين، همراهي و ارتباط)
پيامبر اکرم (ص) فرمودند: به حقيقت خداوندو فرشتگانش بر کساني که صفهاي اول نماز جماعت را به هم پيوند مي دهند درود مي فرستند.
6- روش تکريم شخصيت (پذيرش و احترام، برخورداري از پايگاه اجتماعي) پيامبر اکرم (ص) فرمودند: کسي که بر نماز جماعت مداومت داشته باشد. غيبت او بر مسلمانان حرام و عدالتش ثابت مي شود.
7- روش فريضه سازي: امام صادق (ع) فرمودند: در تمام نماز ها حج شدن فريضه نيست هرکس از روي اعراض از آن نماز جماعت مسلمانان را بدون علت ترک کند، براي او نماز نيست.
8- روش زمينه سازي (مکان و زمان و شرايط نماز جماعت)
درنماز جماعت به فکر ناتوان ترين مأمومين باش.
رضايت مأمومين در نماز جماعت مهم است.
9- روش مواجهه با نتايج اعمال (تقويت مثبت، تقويت منفي، تنبيه)
حضرت پيامبر (ص) خواست خانه ها را بر قومي که درمنازل خود نماز مي گزاردند و به جماعت حاضر نمي شدند، بسوزاند. امام صادق (ع)

فصل چهارم
بحث و نتيجه گيري

الف- سؤالها و فرضيه هاي ويژه تحقيق
* آيا در احاديث و سيره معصومين (ع) از روش بينش و روش تعليمي، روش هاي خيرخواهانه، از روش الگويي و اسوه سازي، روش محبت روش تکريم شخصيت، فريضه سازي، زمينه سازي، شيوه تنبيه استفاده شده است؟
بلي اين فرض ها بر تحقيق تأييد مي شود. در احاديث و سيره معصومين از اين شيوه ها استفاده شده است.(در فصل قبل به آن اشاره شده است.)

پيشنهادات تحقيق:

الف- بازسازي و تقويت بينش و شناخت نوجوانان و جوانان و کودکان در مورد اهميت و فضيلت و نقش نماز و نماز جماعت.
* فلسفه و اسرار نماز و نماز جماعت با بياني روشن و واضح در کتابهاي معارف دوره هاي راهنمايي و دبيرستان بيان شود و با بياني ساده در کتابهاي هديه هاي آسماني ابتدايي بيان مي شود.
* با يک برنامه منظم هر هفته دو روز در برنامه صبحگاه احاديثي که اهميت و فضيلت ونقش نماز و نماز جماعت را بيان مي کند براي دانش آموزان خوانده شود و روي نزاکتهاي زيبا نوشته شود و در جاهاي متفاوت مدرسه نصب شود.
*با يک همکاري منظم مداوم از معلمان و مربيان خواسته شود تا در هر کلاس قسمت کوتاهي از بحث خود را به بيان اهميت و نقش نماز بخصوص نماز جماعت اختصاص دهند در اين زمينه بايد جزوه اي تهيه شود و احاديث کوتاه در اين مورد نوشته شده وبه معلمان داده شود تا از آن استفاده نمايند.
* در اردوهاي تفريحي و ورزشي يا مسافرتهاي علمي قسمتي کوتاه به بحث درباره نماز و نماز جماعت اختصاص يابد.
* حداقل يک برنامه از برنامه هاي مستمر آموزش خانواده به اهميت و نقش نماز و به ويژه نماز جماعت اختصاص داده شود و در آن برنامه به اولياء تذکر دهند که اولا آموزش نماز بايد از سنين کم آغاز شود در خانواده نماز اول وقت اقامه شود و حتي الامکان با جماعت فرزندان خود را با کلام نرم آرام و به اقامه نماز و شرکت در نماز جماعت تشويق کنند.
* براي تشويق فرزندان به نماز از تشويق هاي مادي و کلامي استفاده نمايند. (البته بايد اين نکته تذکر داده شود که تذکر پيگير و مداوم و آرام با سماجت و اصرار و لجبازي تفاوت دارد.)
* در هر مدرسه مشاور يا مربي با استفاده از شيوه مشاور گروهي بينش دانش آموزان را در مورد نماز به ويژه نماز جماعت بازسازي و تقويت نمايند (بهتر است برنامه جلسات مشاور گروهي در مراکز امور تربيتي يا هسته هاي مشاور تدوين شود و به صورت جزوه اي به مدارس فرستاده شود دراين جزوه ها بايد در مورد فلسفه و حکمت نماز و نماز جماعت نيز بحث شود.)
* از شيوه موعظه و نصيحت فردي نيز براي افرادي که در نماز شرکت نمي کنند استفاده شود البته همان طور که ذکر شد اين موعظه بايد از سر دلسوزي و شفقت و مهرباني و با روش پسنديده درخلوت باشد و شخص موعظه کننده خود بايد در نماز جماعت شرکت دائم داشته باشد.
* استفاده از روش امر به معروف با زبان و عمل. براي اجراي اين روش همه بايد خود را مسئول بدانند مدير، معاونين، معلمين، مربيان و هم چنين دانش آموزاني که هم به فلسفه و حکمت و نقش نماز آگاهند وهم خود در نماز جماعت شرکت مي کنند بهر حال براي موفقيت در امر اقامه نماز جماعت يک بسيج عمومي لازم است.
ب- استفاده از پاداشها و تشويق هاي مادي و غيرمادي و تقويتهاي جانشيني
* براي دانش آموزاني که در نماز جماعت شرکت مي کنند کارتهاي ويژه تهيه شود و در آغاز به طور متوالي و سپس به طور متناوب به آنها داده شود و براي هر چند کارت جايزه هاي ويژه اي در نظر گرفته شود.
* دانش آموزاني که به طور مداوم در نماز جماعت شرکت مي کنند هرچند گاه به اردوهاي تفريحي، زيارتي، ورزشي، علمي برده شوند.
* با توجه به روش مورد توجه بودن الگوها مديران، معلمين، مربيان و معاونين در صفوف جماعت در کنار دانش آموزان شرکت کنند.
* امام جماعتي که براي اقامه نماز دعوت مي شود هم بايد جاذبه هاي ظاهري از جمله قيافه آراسته، خوش برخوردي، اخلاق نيکو، صورت خندان، نظم در اقامه نماز جماعت داشته باشد و هم جاذبه هاي معنوي مثل علم دين و علم به عرفان ،سادگي ، زهد و تقوي در برخورد و عمل، آشنايي با ويژگيهاي خاص نوجوانان و جوانان و کودکان قدرت بيان و مباحثه و مجادله احسن، پويايي و خلاقيت، از ايشان خواسته شود.
نماز را در حد ظرفيت کودکان، نوجوانان و جوانان با سرعت اقامه کنند.
* هرچند گاه دانش آموزاني که در نماز جماعت شرکت مي کنند در جلو صف تشويق و ترغيب قرار گيرند چنانکه در احاديث آمد خدا و فرشتگانش به کساني که در صف هاي جماعت شرکت مي کنند و درود مي فرستد.
* برخي از مسئوليتها و اداره بعضي از فعاليتهاو اردوها به شرکت کنندگان در نماز جماعت سپرده شود.
* مسئولين ضمن شرکت در صفوف جماعت با دانش آموزان شرکت کننده رفتاري توأم با توجه، ملاطفت، احترام، تکريم شخصيت و پذيرش تعريف و تمجيد داشته باشند و اين رفتارها را در حرکات غيرکلامي مثل حالات چهره و صورت و دست دادن با نوجوانان نشان دهند.
ج- پيشنهادات مربوط به مقدمات و آمادگيها براي نمازجماعت
* براي ادامه نماز جماعت حتماً وقت خاصي در مدرسه قرارداده شود درآن وقت خاص نه کلاسي تشکيل شود و نه فعاليت ديگر غير از نماز وجود داشته باشد.
* مدت زماني که نماز جماعت اقامه مي شود نه آنقدر طولاني که خسته کننده باشد و نه آن قدر سريع که بعضي به رکعات نماز نرسند.
* اذان نماز با صدايي شيوا و زيبا و تکان دهنده در محيط مدرسه پخش شود.
* مسئولين مدرسه با تذکرهاي کوتاه از کودکان ونوجوانان دعوت کنند که در نماز جماعت شرکت کنند.
* مکاني زيبا و وسيع به اندزه ظرفيت دانش آموزان مدرسه براي نماز آماده شود.
* مکان مخصوص نماز هميشه تميز و خوشبو باشد.
* اطراف نماز خانه جملات مخصوص نماز و احاديث معصومين نصب شود.
* هم چون يک امر مهم در تنظيم صفوف جماعت و هماهنگي در آن تلاش لازم به عمل آيد تا کودکان و نوجوانان احساس نظم و همدلي، هماهنگي و وحدت بنمايند.
* وضو خانه هاي تميز و با امکانات بهداشتي در تمام مدارس ساخته شود.
* هرچند گاه امام جماعت يا مسئولين ديگر در رابطه با موضوعي خاص يا به مناسبت بزرگداشت روزي خاص مسابقه اي براي دانش آموزان طرح نمايند و به برندگان حتما جايزه داده شود.
*به دانش آموزان شرکت کننده در نماز جاعت هرازگاهي فرصت استفاده از امکانات کتابخانه، امکانات سمعي، بصري ووسايل ورزشي داده شود اين بهره برداريها صرفاً در ازاي ارائه کارت امتياز شرکت درنماز جماعت باشد.
فهرست منابع :

1- قرآن کريم، ترجمه الهي قمشه اي.
2- احمدي، سيداحمد.(1380). اصول و روشهاي تربيت در اسلام، انتشارات دانشگاه.
3- اميري(1380) بررسي ويژگيهاي شخصيتي و خانوادگي دانش آموزان مدارس راهنمايي پسرانه منطقه جي، شهر اصفهان که گرايش به نماز دارند.
4- المنجد (1986)، دارالمشرق بيروت لبنان.
5- باقري، خسرو، (1380) نگاهي دوباره به تربيت اسلامي. انتشارات مدرسه.
6- براهني، محمد تقي وهمکاران (1369)، واژنامه روان شناسي و زمينه هاي وابسته انتشارات فرهنگ معاصر.
7- بندريگي محمد. (1358)
8- بهشتي، سيد جواد، (1375)، چهار صد سخن پيرامون نماز، ستاد اقامه نماز.
9- حسيني و دلاويز (1371). بررسي علل عدم گرايش به نماز در دانش آموزان مقطع راهنمايي و متوسطه استان مازندران.
10- ديلمي(1377).
11- رضائي.ع.(1375). اصل و نسب و دين هاي ايرانيان باستان. چاپ طلوع آزادي.
12- غمخوار يزدي.م.ج. (1375)، جايگاه نماز در اديان الهي. انتشارات سنبله.
13- ملکي تبريزي، ميرزا جواد آقا، ترجمه رضا رجب زاده. (1363)، اسرار الصلوه، انتشارات پيام آزادي.
14- ويل دورانت. ترجمه ايرج آريانپور و ع. احمدي.(1340) تاريخ تمدن. انتشارات اقبال.
پيوست
موضوع حديث                                              منبع
امام حسين (ع) و فرمان اذن به فرزندش        بحارالانوار، ج44، ص 314
انتظار نماز جماعت کفاره گناهان                    جامع احاديث الشيعه، ج6، ص 388
جايگاه نماز در دين اسلام                               کنزالعمال، ج7، حديث 18792
فريضه بودن نماز جماعت                                وسائل الشيعه،ج5، ص 371

نویسنده :  

آدرس مطلب :   یکصد پرسش و پاسخ درباره نماز ، ج 2 ، ص 131 – 135

چکیده :  

 

آثار و فواید نماز جماعت :

 

نماز جماعت دارای آثار و برکات متعددی است که به بعضی از آنها اشاره می شود :

 

 

الف ) آثار و برکات عمومی :

 

1-     تبلیغ و ترویج نماز :

قراردادن نماز در معرض دید دیگران ، هم معتقدان به نماز را خوشحال می سازد و هم زمینه ساز جذب و تمایل دیگران ، برای حضور در نماز جماعت می شود .

 

2-     ترویج و تبیین معارف الهی و شعائر دینی :

امام رضا (ع) فرموده است : نماز جماعت بدان جهت قرار داده شد که اخلاص ، توحید ، اسلام  و عبادت خداوند آشکار و ظاهر باشد .[1][1]

 

3-     شکوه و عظمت اسلام :

حضور جمعی مسلمانان در مساجد ، ضمن آنکه عظمت و بزرگی جماعت مسلمانان را می رساند ، بیانگر حاکمیت دینی و مکتب در وجود انسانها نیز هست .

 

4-     وحدت و تعاون :

نماز جماعت ، نمایانگر وحدت مسلمانان و محل تجلی همدلی ، تعاون و همکاری آنان با همدیگر است . ( مع مافیه من المساعده علی البّر و التقوی )[2][2]

 

 

ب ) آثار و برکات دنیوی :

 

1-     خوش بینی مردم :

پیامبر (ص) فرمود : هر که نمازهای پنجگانه را با جماعت بخواند به او گمان هر خیر و نیکی را داشته باشید[3][3] .

 

2-     استجابت دعا :

پیامبر (ص) فرمود : چون بنده خدا نماز را به جماعت گزارد و پس از آن حاجتی را از خدا بخواهد ، خدای عزوجل از وی حیا می کند که پیش از روگرداندن او ، حاجتش را برآورده نسازد[4][4] .

 

3-     درمان نفاق :

پیامبر (ص) فرمود : هر کس چهل روز در نماز جماعت شرکت کند و بطور مرتب نماز گزارد ، دو برائت نامه و دو سند رهایی بخش به او می دهند : 1- نجات از آتش 2- رهایی از نفاق [5][5]

 

4-     در پناه خدا بودن :

امام صادق (ع) فرمود : هر کس که نماز صبح و عشا را به جماعت بخواند ، او در پناه خدای عزوجل است .[6][6]

 

5-     کفاره گناهان :

امام صادق (ع) فرمود : در سه چیز کفاره و پوشاننده گناهان است :

 

1.     وضو ساختن در هوای سرد

2.     راه رفتن در شب و روز به سوی نماز ها

3.     محافظت بر نماز جماعت[7][7]

 

 

ج ) آثار و برکات اخروی :

 

1-     مونس در قبر :

پیامبر (ص) فرمود : آگاه باشید هر که به طرف مسجد برای اقامه نماز جماعت حرکت کند ، به هر قدمی هفتاد هزار حسنه و ثواب برای او نوشته شود . و اگر در همین حال بمیرد . خداوند هفتاد هزار فرشته بر او بگمارد که او را در قبرش زیارت کنند و در تنهایی مونس او باشند و برایش استغفار کنند تا برانگیخته شود .[8][8]

 

2-     عبور از صراط :

رسول خدا (ص) فرمود : هر کس در هر کجا که باشد اگر بر جماعت مداومت کند ، مانند برق سریع و درخشان همراه نخستین گروه بهشتان از روی صراط می گذرد.[9][9]

 

3-     آزادی از آتش دوزخ :

رسول خدا (ص) فرمود: هر کس چهل روز در نماز جماعت شرکت کند و بطور مرتب نماز گزارد ... دو برکت نامه و سند رهایی بخش به او می دهند :

1.     نجات از آتش

2.     رهایی از نفاق[10][10]

 

4-     نجات از مراحل ترسناک قیامت :

رسول اکرم (ص) فرمود : در روز قیامت خداوند ، همه انسانها را برای حساب گرد میآورند . پس هر مومنی که در نماز جماعت شرکت کند ، خداوند سختی ها و دشواری های روز قیامت را رایش آسان می سازد : آنگاه فرمان می دهد که او را روانه بهشت سازند .[11][11]

 

5-     ترفیع مقام :

رسول خدا (ص) فرمود : ای علی ! سه چیز موجب ترفیع مقام و درجه مومن است :

 

 

       1. وضوی کامل در هوای سرد

2. انتظار نماز بعد از نماز

3.     شرکت مداوم در نمازهای جماعت[12][12]

 

 

 

 

 

( منبع : یکصد پرسش و پاسخ درباره نماز ، ج 2 ، ص 131 – 135 )

 



 



 وسائل الشیعه ، ج8، ص287[1][1]

 

 وسائل الشیعه ، ج8، ص287[2][2]

 

 وسائل الشیعه ، ج5، ص371[3][3]

 

 بحارالانوار، ج77، ص4[4][4]

 

 بحارالانوار، ج88، ص4[5][5]

 

 المحاسن، ص 52[6][6]

 

 بحارالانوار، ج88، ص10[7][7]

 

 وسائل الشیعه ، ج5، ص372[8][8]

 

 بحارالانوار، ج88، ص 3 [9][9]

 

   بحارالانوار، ج88، ص4  [10][10]

 

 وسائل الشیعه ، ج5، ص372[11][11]

 

  بحارالانوار، ج8، ص10 (ر.ک:محراب عشق(در فضیلت نماز جماعت)،محمد مهدی علیقلی)  [12][12]

 

 

 


موضوعات مرتبط: آموزش ، پژوهش

تاريخ : یکشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ | 17:56 | نویسنده : م.غ |

چگونه درك مطلب خود را افزايش دهيم؟

 چگونه درك مطلب خود را افزايش دهيم؟

چكيده: يكي از مهمترين مهارتهاي يادگيري، درك مطلب مي باشد. هر چه ادراك و دريافت بهتر باشد، يادگيري و يادآوري مطالب نيز آسان تر مي شود. براي درك بهتر بايد هدف و انگيزه داشت. به خاطر داشته باشيد كه مطالعه بدون هدف و پيش زمينه همچون گردابي است كه فرد را در خود گرفتار مي كند.
هدف مطالعه
هدف مطالعه ارتباط دادن مطالب جديد با مطالبي است كه از قبل مي دانيد، اگر راجع به موضوع پيش زمينه اي نداشته باشيد و بخواهيد آن را در ذهن خود جاي دهيد، مثل اين است كه بخواهيد آب را در دستان خود نگه داريد. مي بينيد كه اين كار غير ممكن است و به زودي مطالب از ذهن شما خارج مي شود.
به عنوان مثال سعي كنيد اين اعداد را بخوانيد و بخاطر بسپاريد:
خواندن و حفظ كردنش سخت است نه؟ 4 2 3 6 1 5 7
اين يكي آسان تر است، بخاطر اينكه كوتاهتر شده است. 4 2 3 6 – 1 5 7
و اين يكي از همه آسان تر است، چون به ترتيب اعداد نوشته شده و به خاطر پيش زمينه اي كه داريد به راحتي آن را حفظ مي كنيد. 7 6 5 4 – 3 2 1
اگر ورزش را دوست داشته باشيد، چون پيش زمينه اي براي خواندن، فهميدن و به خاطر سپردن مطالب ورزشي در ذهن خود داريد، خواندن مطالب ورزشي براي شما بسيار آسان تر مي شود.
تقويت مهارت مطالعه و درك مطلب
براي درك مطلب نياز به انگيزه، تمركز، پيش زمينه و روش مطالعه صحيح داريد.
در اينجا توصيه‌هايي براي تقويت اين مهارت ذكر مي كنيم:
1- اطلاعات عمومي خود را افزايش دهيد.
با خواندن كتاب، روزنامه و مجله اطلاعات عمومي خود را گسترش دهيد و به رويدادهاي اطراف خود علاقه نشان دهيد.
2- با ساختار پاراگراف آشنا شويد.
معمولا هر پاراگراف با مقدمه اي شروع شده و با نتيجه اي پايان مي يابد. اغلب اولين جمله به توصيف كلي مطالب مي پردازد و زمينه را براي توضيح بيشتر فراهم مي كند. پس به جملات اول هر پاراگراف بيشتر توجه كنيد تا بتوانيد موضوع بحث را بهتر تشخيص دهيد. همچنين به دنبال نشانه‌ها، كلمات و عباراتي باشيد كه نشان دهنده تغيير موضوع مورد بحث مي باشند.


3- حدس بزنيد و پيش بيني كنيد.
يك خواننده باهوش و زرنگ هميشه سعي مي كند تا نظرات نويسنده، سؤالها و موضوعهاي بعدي را حدس بزند. اين كار باعث كنجكاوي و افزايش دقت خواننده مي شود.
4- به شيوه تنظيم مطالب توجه كنيد.
آيا مطالب بر اساس ترتيب زماني نوشته شده اند و يا بر اساس درجه اهميت؟ ترتيب مطالب بر اساس كاربرد آنهاست و يا بر اساس دشواري آنها؟ اين كار به تنظيم مطالب در ذهن كمك مي كند.
5- در خود انگيزه و علاقه ايجاد كنيد.
پيش از آنكه مطلبي درس داده شود، نگاهي گذرا به آن بياندازيد. سؤالاتي در مورد آن از خود بپرسيد و با هم كلاسي‌ها در مورد آن صحبت كنيد. هر چه انگيزه و علاقه شما بيشتر باشد، درك شما نيز بهتر خواهد شد.
6- به نكاتي كه به فهم مطلب كمك مي كند توجه كنيد.
به عكس‌ها، نمودارها، جدول‌ها و سرفصل‌ها توجه كنيد. اولين و آخرين پاراگراف هر بخش را بخوانيد.
7- مطالب را خلاصه نويسي و دوره كنيد.
يك بار خواندن كتاب هيچ گاه كافي نيست. براي فهم عميق تر بايد زير مطالب مهم را خط بكشيد، خلاصه كنيد و دوره نماييد.
8- از تكنيكي منظم و منسجم استفاده كنيد.
هنگام مطالعه از يك روش منظم استفاده كنيد تا به آن روش مسلط شويد. يكي از بهترين روشها، شامل مراحل پيش خواني، پرسش، خواندن، بازگويي و تعريف و دوره مطالب مي باشد.
9- با تمركز و توجه كامل مطالعه كنيد.
يك خواننده خوب هميشه با تمركز و توجه كامل مطالعه مي كند و هيچ مطلبي را نخوانده باقي نمي گذارد. پس تا موضوعي را كاملا نفهميده‌ايد، به سراغ موضوع بعدي نرويد.

چند امکان خوب برای یادگرفتن و پرورش ذهن

  راز  يادگيري

يادگيري ما را نمي توان با مقياسي مانند عقربه سوخت ماشين اندازه گيري کرد که از خالي تا پر تغيير مي کند. ما با مرور دوباره آنچه که قبلا آموخته ايم و بازانديشي در افکار وطرحهايمان براي يادگيري در آينده ، ياد مي گيريم. وهميشه چيزهاي بيشتري براي آموختن وجود دارد.

 آموزش خلاقيت

همه روان شناسان پرورشي و متخصصان آموزشي معتقدند که توانايي هاي آفريننده و شيوه هاي فکري واگرا را مي توان به افراد، به ويژه به کودکان و نوجوانان، آموزش داد.

 آموزش هوش

در گذشته چنين تصور مي شد که هوش يک توانايي ارثي غير قابل تغيير است و به همين دليل آموزش در آن تأثيري نخواهد داشت.نظريه هاي تازه تر هوش را يک رشته فرآيند ذهني مي دانند و بر تغيير ناپذيري آن اصرار چنداني نمي ورزند. لذا از لحاظ پرورشي نظريه هاي اميدوار کننده تري هستند .

  !مطالعه به سبکي ديگر

اساس امر مطالعه و خواندن بدون فراموشي، يادگيري و حافظه است. در اين جا با تکنيک " PQRST" ( که مخفف آن در زبان لاتين، " Preview " مرور اجمالي، " Question " سوال، " Read " خواندن، " Self-recitation" تلقين و تکرار " Test" آزمون) است آشنا مي شويد.

 چگونه بهتر تمرکز کنيم؟

بسياري از دانش آموزان از عدم تمرکز در هنگام مطالعه شکايت دارند. آنها فکر مي کنند قدرت تمرکز يک استعداد ذاتي است که برخي انسانها فاقد آن هستند؛ اما حقيقت اين است که با انجام تعدادي تمرين ساده مي توان قدرت تمرکز را چند برابر کرد.

 چگونه بهتر گوش کنيم؟

گوش کردن يکي از مهمترين مهارتهايي است که با پرورش آن مي توانيد کارآيي خود را افزايش دهيد. اين مهارت بعد از مهارت خواندن، يکي از مشکل ترين مهارتهاست. سعي داريم تا با راههاي پرورش اين مهارت آشنا شويم.

 مديريت زمان

يکي از اصول مهم مديريت زمان اصل 20 - 80 است، يعني از %20 زمان براي انجام %80 کارهايت استفاده کن. موفقيت در مديريت صحيح زمان وابسته به تشخيص کارهاي مهم است. در اين مقاله قصد داريم تا تعدادي از راهکارهاي مديريت زمان را به شما معرفي کنيم.

 مهارتهاي خواندن خود را پرورش دهيم.

حافظه انسان طوري است که پس از چند دقيقه قسمتي از مطالب را فراموش مي کند، و بعد از يک شبانه روز فقط رئوس مطالب را به خاطر مي آورد. اما اگر در روش هاي مطالعه خود تجديد نظر کنيد، مي توانيد براين ضعف ذاتي حافظه غلبه کنيد.

 

 

 چگونه اضطراب و نگراني خود را کنترل کنيم؟

استرس در زندگي روزمره، امري عادي است و گاه مي تواند نتايج مثبتي داشته باشد؛ اما هنگامي که جنبه مرضي پيدا کند و به صورت نگراني و اضطراب دائم درآيد، مي تواند خطرناک باشد. بهترين راه غلبه بر استرس پيدا کردن راه حل و تکنيکي متناسب با شخصيت فرد مي باشد.

 توصيه هايي مهم براي امتحان

امتحان، معيار ارزشيابي دانسته ها و تواناييهاي شماست و شما مي توانيد از آن به عنوان ابزاري براي ارزيابي مهارت هاي يادگيري خود استفاده کنيد. اما شرايط فيزيکي و ذهني در حين امتحان، عملکرد شما را تحت تأثير قرار مي دهد.

 يادداشت برداري در کلاس

يادداشت برداري يکي از مهمترين مهارتهايي است که به شما در فهم مطالب بسيار کمک مي کند. اگر جزوه اي دقيق و منظم داشته باشيد، مي توانيد در مراحل مختلف تحصيل از مطالب آن بهره ببريد.

  چگونه درک مطلب خود را افزايش دهيم؟

يکي از مهمترين مهارتهاي يادگيري، درک مطلب مي باشد. هر چه ادراک و دريافت بهتر باشد، يادگيري و يادآوري مطالب نيز آسان تر مي شود. براي درک بهتر بايد هدف و انگيزه داشت. مطالعه بدون هدف و پيش زمينه همچون گردابي است که فرد را در خود گرفتار مي کند.

 يادداشت برداري علمي (درخت حافظه)

درخت حافظه روش علمي يادداشت برداري است که به وسيله آن مي توان شکل کلي موضوع و ارتباط بين نکات مختلف را نشان داد. شکل جاي گيري مطالب در درخت حافظه به گونه اي است که يادآوري و دوره مطالب را بسيار آسان مي کند.

 تکنيک يادگيري يک بار براي هميشه

در روش "SQ3R" سعي بر اين است تا با ايجاد زمينه اي در ذهن قبل از مطالعه، روند يادگيري فعال تر و آسان تر گردد. "SQ3R" مخفف اين کلمات است: پيش خواني (Survey)، سؤال سازي (Question)، خواندن (Read)، بازگويي و تعريف (Recite) و مرور (Review).

 مطالعه مفيد چگونه حاصل مي شود؟

آيا تا کنون دقت کرده ايد که هر جلسه مطالعه شما چگونه شروع مي شود؟ مقدمات و شرايط اوليه لازم براي آغاز آن چيست؟ چگونه مي توان روش مناسبي براي شروع مطالعه يافت؟ براي مطالعه بهتر لازم است پاسخ مناسبي براي اين پرسش ها بيابيد.

 

 

 تکنيکهايي براي تقويت تمرکز

 چرا برخي مي توانند تمرکز حواس داشته باشند و برخي ديگر از آن بي بهره اند؟ دليل آن هرچه باشد راههايي براي تقويت تمرکز در افراد وجود دارد که در اين مقاله به برخي از آنها اشاره مي کنيم.

  تکنيکهايي براي افزايش فعاليت ذهني

ميزان واکنش ما نسبت به مطالب تحت تاثير حالات روحي، علايق، انگيزه ها و فنون مورد استفاده در مطالعه تغيير مي کند. هر چقدر اين واکنش نسبت به مطالبي که مطالعه مي کنيم بيشتر باشد، آنها بيشتر و بهتر در ذهن ما جاي خواهند گرفت.

 يادگيري مرحله اي (جعبه لايتنر)

يکي از مهمترين بخش هاي يادگيري، توانايي غلبه بر فراموشي است. در يادگيري مرحله اي با تکرار مطالب در فواصل معين مي توان بر فراموشي غلبه کرد. به طوري که پس از پايان اين مراحل، مطالب در حافظه بلند مدت وارد شده و براي هميشه در آن باقي بمانند.

 مطالعه و تکرار

همه مي دانند که بدون مرور مطالب نمي توان آنها را به خاطر سپرد. براي مرور مطلب غير از مکان مطالعه، زمان آن نيز اهميت فراواني دارد. اگر بدون در نظر گرفتن زمان، به مطالعه بپردازيم توانيي هاي يادگيريمان به تدريج کاهش مي يابد.

 آزمون مهارتهاي يادگيري

با استفاده از اين آزمون متوجه خواهيد شد که در کدام يک از مهارتهاي يادگيري ضعف داريد. پس از آن مي توانيد با مطالعه مقاله مربوط به آن بخش، اين مهارت خود را تقويت نماييد

کارگاه خواندن خلاق – آموزش مشارکتى کودک محور

خواندن چگونه کنشى است؟ خواندن، فرايند دريافت معناى واژگان مکتوب است. خواندن فرايند درک يک متن از راه رمز‌خوانى است. خواندن چنانچه تنها به رمزخوانى مکانيکى واژ‌گان بيانجامد و درک آن‌ها را در‌پى نداشته باشد، بى‌نتيجه است و بدون آن که کنش‌‌هاى بعدى را به همراه داشته باشد، در همان نقطه به پايان مى‌رسد.

اما اگر خواندن با درک عميق مطلب همراه باشد، کنش‌هاى بعدى همچون ايجاد لذت، پاسخگويى به پرسش‌ها و کنجکاوي‌ها، ايجاد تخيل، ايجاد سنجش و ايجاد تفکر را در پى خواهد داشت. به اين گونه خواندن، خواندن خلاق مى‌گويند.

هنگامى که کودک الفباى زبانى را مى‌آموزد و در پى آن خواندن واژه‌ها را فرا مى‌گيرد، به مهارت خواندن از راه کدهاى نوشتارى که همان الفبا هستند، دست يافته است. اما رمز‌خوانى کدهاى نوشتارى به تنهايى نمى‌تواند درک مطلب و در پى آن روان‌خوانى را به همراه داشته باشد. براى خواندن خلاق يا به عبارت ديگر، درک مطلب و ايجاد کنش‌هاى متوالى، ذهن خواننده بايد در مراحل خواندن فعال باشد و با متن در‌گير شود.  

يادگيرى خواندن از چه هنگام آغاز مى‌شود؟

از هنگامى که کودک با زبان نوشتارى در دنياى پيرامون خود برخورد مى‌کند، فرايند يادگيرى خواندن آغاز مى‌شود. بين مهارت‌‌هاى گفتارى و خواندن و نوشتن پيوند نزديکى وجود دارد. يادگيرى خواندن به همان دليلى آغاز مى‌شود که کودک حرف زدن را ياد مى‌گيرد. هنگامى که کودک تلاش مى‌کند از محيط خودآگاه شود، به سرعت در حال آگاه شدن از ارزش ارتباطات است. بنابراين هر چه زودتر خواندن را با کودک آغاز کنيد، او زودتر مهارت‌هاى اوليه براى رسيدن به مرحله‌ى خواندن خلاق و عميق را کسب خواهد کرد. خواندن خلاق روندى است که از ابتداى تولد آغاز مى‌شود. کودک واژه‌ها را که از آواهاى گوناگون تشکيل شده است، مى‌شنود، آن‌ها را به ذهن مى‌سپارد، سپس تعميم‌شان مى‌دهد، به تدريج معنى جمله‌ها را که از ترکيب واژه‌ها ساخته شده‌اند، درک مي‌‌کند و جايگاه فاعل، مفعول و فعل را مى‌شناسد. با پشت سر گذاشتن اين روند چند ساله، در آغاز آموزش رسمى، به هنگام آموزش الفبا ( رمز خوانى متن )، با يک نگاه گذرا به متن، واژه‌هايى را که با ماهيت آن‌ها به خوبى آشنا شده است، حدس مى‌زند و به راحتى مى‌خواند. در چنين شرايطى کودک نياز به مکث روى تک‌تک صداها و آواها ندارد. او با پيش‌بينى و حدس خود که براساس درک معنا به وجود آمده است، متن را به شکلى روان مى‌خواند.

نقش خواندن خلاق در يادگيرى کودکان

خواندن خلاق يا به عبارت ديگر خواندن همراه با درک مطلب، کودک را در همه‌ى درس‌ها يارى مي‌‌‌رساند. در حال حاضر دانش آموزان به سبب کسب مهارت‌هاى خواندن مکانيکى، در يادگيرى مطالب بيش از درک مطلب، به حفظ کردن آن‌ها اکتفا مى‌کنند. ضعف بسيارى از دانش‌آموزان در يادگيرى رياضى، فيزيک يا علوم انسانى نيز مربوط به همين عدم درک مطلب است. به عبارت کلى آن‌ها به روش خلاق متن را نمى‌خوانند.

 

چگونه مى‌توان با اين مشکل مقابله کرد؟

روند خواندن خلاق از بدو تولد با کودک آغاز مى‌شود و بنابراين بخشى از اجراى آن به عهده‌ى خانواده است. متاسفانه خواندن با کودکان در خانواده‌هاى ما جاى اندکى دارد بنابراين، مربيان و آموزگاران وظيفه دشوارترى بر عهده دارند. با اين حال مربيان و آموزگاران مى‌توانند با به کار گيرى متن‌هاى خلاق، کودکان را از دوره‌ى آمادگى در مسير خواندن خلاق قرار دهند تا آن‌ها گام به گام مهارت‌هاى لازم را کسب کنند.

 آموزش رسمى و گام‌هاى نخستين در خواندن خلاق

در سال‌هاى ١٩٢٠ و ١٩٣٠ ميلادى آموزشگران بر اين باور بودند که آموزش رسمى خواندن نبايد پيش از سن شش و نيم سالگى آغاز شود. آن‌ها معتقد بودند که کودک بايد به سطح مناسبى از رشد برسد تا به اطلاعات بنيادى درباره‌ى سواد دست يابد.

امروزه اين نظريه رد شده است. زيرا روشن شده است که خواندن مانند راه رفتن يا دويدن از يک زمان خاص در روند رشد کودک آغاز نمى‌شود، بلکه مهارتى است که در يک طول زمانى به دست مى‌آيد. کودک پيش از شروع آموزش رسمى، مهارت‌هايى همچون سخن گفتن و بيان کردن را که مهارت‌هاى پايه در جهت خواندن خلاق است، فرا مى‌گيرد. کودک براى رسيدن به سطح خاصى از ادراک که لازمه خواندن خلاق است، مراحل مختلفى از شناخت را طى مى‌کند و مهارت‌هاى گوناگونى را به دست مى‌آورد. بنابراين براى آن که آموزش رسمى با موفقيت انجام گيرد و کودک به سطح بالايى از ادراک به هنگام خواندن برسد، والدين و مربيان بايد با سهيم شدن کتا‌ب‌هاى گوناگون با کودکان، از بدو تولد تا به هنگام ورود به مدرسه، کودک را در کسب مهارت‌هاى زبانى و شناختى يارى رسانند.

 خواندن خلاق به چه نوع موادى نيازمند است؟

بحث يادگيرى زبان و يا سواد از راه ادبيات، بحثى است که سال‌هاست در سامانه‌ى آموزشى کشورهاى پيشرفته آغاز شده است و اکنون به عنوان يک اصل ثابت در مدارس پياده مى‌شود و مواد گوناگونى نيز براى آن فراهم شده است.

مهم‌ترين مواد، موادى هستند که با کودکان پيوند عاطفى برقرار کنند و حس لذت و شادابى را در آن‌ها برانگيزند تا کودک خواهان ادامه و تکرار خواندن باشد. ادبيات در مفهوم عام، و داستان‌هاى تصويرى و مصور در مفهوم خاص بهترين مواد خواندنى براى کسب مهارت‌هاى لازم خواندن در کودکان است. کتاب‌‌هاى تصويرى، که داراى تصاوير زياد و متن‌هاى کوتاه هستند، کلامى موزون دارند و جمله‌هايى که در طول داستان تکرار مى‌شوند و مهمتر از همه داستانى پر کشش و به ياد ماندنى را بيان مى‌کنند، بهترين مواد براى کسب مهارت‌هاى خواندن خلاق در کودکان‌اند.

امروزه در کشورهاى پيشرفته افزون بر کتاب‌هاى داستانى تصويرى که به فراوانى در اختيار کودکان قرار مى‌گيرند، کتاب‌هايى درمرحله‌ى آمادگى و کلاس اول به بالا تهيه مى‌شوند که به کتاب‌هاى آسان‌خوان يا کتاب‌هاى آموزش مقدماتى معروف‌اند. اين کتا‌ب‌ها پلى ميان کتاب‌هاى تصويرى داستانى و کتاب‌هاى آموزشى هستند.

کتاب‌هاى آسان‌خوان يا کتاب‌‌‌هاى آموزش مقدماتى، کودکان را گام به گام به سوى کسب مهارت‌هاى سواد هدايت مى‌کنند. اين کتاب‌ها، داراى داستان يا داستان‌هايى به زبان ساده و با واژه‌هاى کنترل شده‌‌اند تا نوآموز بتواند آن‌ها را به طور مستقل بخواند. داستان‌ها در کتاب‌هاى آموزش مقدماتى از بسيار ساده شروع، و به تدريج پيچيده مى‌شوند.

در ايران به جز کتاب درسى کلاس اول، کتاب‌هايى ويژه‌ى گسترش يادگيرى خواندن در اختيار آموزگاران قرار ندارد.

تهيه‌ى کتاب‌هاى فارسى آموز ادبى (١) و (٢) و واژه نامه چيستانى پاسخى به اين کمبود در آموزش زبان به کودکان فارسى زبان است.

تقويت مهارت‌هاى شفاهى، ايجاد انگيزه در بيان داستان يا مطلب، ايجاد لذت و شادى، گسترش گنجينه‌ى واژگان کودک، رشد مهارت‌روان خوانى و بالا بردن درک مطلب، از ويژگي‌هاى اين کتاب‌هاست.

آموزگاران مى‌توانند در کنار کتاب‌هاى درسى که بر پايه‌ى روش آوايى آماده شده‌اند، از کتاب‌هاى فارسي‌آموز بر پايه‌ى روش تفکر مدار يا کلام مدار استفاده کنند و کودکان را در يک روند گام به گام، به کسب مهارت‌هاى خواندن خلاق يارى رسانند.

 منابع براى مطالعه بيشتر:

پيشگفتار فارسى آموز 1و 2. محمد هادى محمدى. نشر چيستا

گام‌هاى نخستين به سوى خواندن. جوديس شيکدانز و ديگران؛ مترجمان احمد به پژوه و محمد جعفر کندى. تهران: سازمان انجمن اوليا و مربيان جمهورى اسلامى، ١٣٩١.

تكنيك يادگيري يك بار براي هميشه

چكيده: اين روش كه يكي از قويترين روش‌هاي يادگيري است در سال 1996 توسط فردي به نام رابينسون ابداع شد. در اين روش سعي بر اين است تا با ايجاد زمينه اي در ذهن قبل از مطالعه، روند يادگيري فعال تر و آسان تر گردد. (SQ3R) مخفف اين كلمات است: پيش خواني (Survey)، سؤال سازي (Question)، خواندن (Read)، بازگويي و تعريف (Recite) و مرور (Review).
در ادامه به مراحل مختلف اين روش اشاره مي كنيم:
پيش خواني:
درسي را كه مي خواهيد بخوانيد، ابتدا پيش خواني كنيد. سعي كنيد براي پيش خواني از روش زير استفاده نماييد:
- نگاهي سريع و گذرا به متن بياندازيد.
- نكات مهم و كليدي را بيابيد.
- سؤالات و تمرين‌هاي آخر درس را مرور كنيد.
- پاراگراف اول و آخر و خلاصه درس را به شيوه اي گذرا بخوانيد.
سؤال سازي:
در ذهن خود سؤالاتي راجع به موضوع درس بسازيد. براي اين كار مي توانيد:
- عناوين و تيترها را بصورت سؤال درآوريد.
- از خود بپرسيد: "راجع به اين موضوع چه مي دانم؟"، "معلم راجع به اين موضوع چه چيزهايي مي گفت؟" و سؤالاتي از اين قبيل.
خواندن:
متن درس را بطور كامل بخوانيد. در هنگام خواندن:
- به دنبال جواب سؤالاتي باشيد كه در ذهن خود ساخته بوديد.
- به سؤالات آخر درس جواب بدهيد.
- زير نكات مهم خط بكشيد.
- اگر مطلبي را درست نفهميده‌ايد، دوباره آن را بخوانيد.
بازگويي و تعريف مطالب:
بعد از آنكه خواندن يك بخش به پايان رسيد، به بازگويي مطالب آن بپردازيد.
- مطالب درسي را از حفظ براي خود تكرار كنيد و يا خلاصه نويسي كنيد.
- در تكرار مطالب از روشي كه متناسب با تكنيك يادگيري‌تان است، استفاده كنيد و به خاطر داشته باشيد كه هر چه بيشتر از حواس پنجگانه خود استفاده كنيد، مطالب بهتر در حافظه‌تان جاي مي گيرد.
قدرت يادگيري سه برابر مي شود با: ديدن، بيان كردن، شنيدن.
و اين قدرت چهار برابر مي شود با: ديدن، بيان كردن، شنيدن و نوشتن!

مرور مطالب:
بعد از آنكه مطالب را بطور كامل خوانديد و براي خود بازگو كرديد، نوبت به مرور مطالب مي رسد.
- روز اول: بلافاصله بعد از مرحله تعريف و بازگويي، 5 دقيقه سريع مطالب را مرور كنيد.
- 24 ساعت بعد: كتاب را ورق بزنيد و به نكات مهم نگاهي بياندازيد، به مدت 5 دقيقه اين كار را انجام دهيد.
- يك هفته بعد: به مدت 5 دقيقه مطالب درسي را مرور كنيد. براي مطالبي كه به نظرتان سخت تر است بيشتر وقت بگذاريد.
- و به همين ترتيب هر چند وقت يك بار مطالب را مرور كنيد تا هنگام امتحان به مشكلي برخورد نكنيد.
به خاطر داشته باشيد:
كساني كه مطلبي را 6 بار پياپي مي خوانند در مقايسه با كساني كه در 6 نوبت و هر بار 5 دقيقه. اين كار را مي كنند، درصد يادگيري كمتري دارند.
چرا كه در فواصل زماني قدرت پردازش ذهن بالاتر مي رود.

 


موضوعات مرتبط: آموزش

تاريخ : چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۸۷ | 14:16 | نویسنده : م.غ |

خلاقيت و نوآوري در آموزش

به نام خدا

 

خلاقيت و نوآوري در آموزش: تعريف، مفاهيم و مديريت آن

1- تعريف خلاقیت و نوآوری

از خلاقیت و نوآوری تعريف‌هاي زيادي شده است.و ایندو غالبادرکنار هم و هترادف به کار برده میشوند در اينجا برخي از تعاريف مهم را مورد بررسي قرار مي‌دهيم:

·        در فرهنگ لغت آریانپور خلاقیت و نوآوری را به وجود آوردن تولید کردن و موجب شدن معنی کرده اند

·        خلاقیت و نوآوری عبارت است از ترکیب ،تجمع و تلفیق عناصر موجود در در صور نوین(.وان فانژه ،اوژن ،خلاقیت در صنعت و  فن ،ترجمه حسن نعمتی،امیر کبیر 1364ص19)

·        -خلاقیت و نوآوری به معنای پدید آوردن ترکیبهایی از هر نوع اعم از کارهای هنری،ترفندهای مکانیکی و ...،آثاری که اساساجدید بوده و از نظرپدید آورندگان قبلاًناشناخته بوده اند،همچنین خلاقیت و نوآوری به منزله ظرفیت دیدن روابط جدید ،پدیدآوردن اندیشه های غیر معمول وفاصله گرفتن ازالگوهای سنتی تفکر قلمداد شده است.(منصور ،محمود ،گستره کنونی خلاقیت و نوآوری ،مجله استعدادهای درخشان ،سال دوم شماره2،تابستان 1372)

·        -خلاقیت و نوآوری عبارت است از نشان دادن عمل یا رفتار یا توانایی خلاق به طور کلی ،عمل خلاقه :یعنی ارائه یک راه حل مناسب برای مسایل ومشکلات .(فرنودیان، فرج ا..،محتوای درسی و پرورش خلاقیت دانش آموزان ،مجله رشد تکنولوژی آموزشی،سال پنجم ،شماره 7(1368-69)

•         خلاقیت و نوآوری يعني تلاش براي ايجاد يك تغيير هدفدار در توان اجتماعي يا اقتصادي سازمان یاگروه

•         خلاقیت و نوآوری بكارگيري توانايي‌هاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد است

•         خلاقیت و نوآوری يعني توانايي پرورش يا به وجود آوردن يك انگاره يا انديشه جديد (در بحث مديريت نظير به وجود آوردن يك محصول جديد است)

•         خلاقیت و نوآوری عبارت است از طي كردن راهي تازه يا پيمودن يك راه طي شده قبلي به طرزي نوين

•         تورنس (1998)در تعریف هنری خود از خلاقیت به این موارد اشاره کرده است:

•         آفرینندگی و خلاقیت مانند خواستن دانستن است.

•         آفرینندگی و خلاقیتمانند عمیق تر حفر کردن است.

•         آفرینندگی و خلاقیتمانند دوباره نگاه کردن است.

•         آفرینندگی و خلاقیتمانند گوش دادن به بوهاست.

•         آفرینندگی و خلاقیت مانند از میان برداشتن خطاهاست.

•         آفرینندگی و خلاقیت مانندرفتن به درون آبهای عمیق است.

•         آفرینندگی و خلاقیت مانندداشتن یک توپ است .

•         آفرینندگی و خلاقیت مانندایجاد سوراخ برای دیدن است .

•         آفرینندگی و خلاقیت مانندبریدن گوشه هاست.

•         آفرینندگی و خلاقیت ماننداتصالبه خورشید است.

•         آفرینندگی و خلاقیت مانندساختن قصرهای شنی است .

•         آفرینندگی و خلاقیت مانندخواندن به سبک خود است.

•         آفرینندگی و خلاقیت ماننددست دادن با فرد است.

•         تورنس (1998)در تعریف وابسته به بقا قدرت کنار آمدن فرد با موقعیتهای دشوار را ذکر کرده است . هنگام برخورد با موقعیت دشوار و خطرناک ،وقتی که شخص هیچ راه حل از پیش آموخته و تمرین کرده ای ندارد،به درجه ای لز آفرینندگی و خلاقیت نیازمند است.(443))

2-1- تعريف خلاقيت از ديدگاه روانشناسي

خلاقیت و نوآوری يكي از جنبه‌هاي اصلي تفكر يا انديشيدن است. تفكر عبارت است از فرايند بازآرايي يا تغيير اطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه درازمدت. تفكر بر دو نوع است:

•         تفكر همگرا: تفكر همگرا عبارت است از فرايند بازآرايي يا دوباره سازي اطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه درازمدت.

•         تفكر واگرا: تفكر واگرا عبارت است از فرايند تركيب و نوآرايي اطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه درازمدت، خلاقيت يعني تفكر واگرا.

براساس اين تعريف خلاقيت ارتباط مستقيمي با قوه تخيل يا توانايي تصويرسازي ذهني دارد. اين توانايي عبارت است از فرايند تشكيل تصويرهايي از پديده‌هاي ادراك شده در ذهن و خلاقيت عبارت است از فرايند يافتن راه‌هاي جديد براي انجام دادن بهتر كارها؛ خلاقيت يعني توانايي ارائه راه حل جديد براي حل مسائل؛ خلاقيت يعني ارائه فكرها و طرح‌هاي نوين براي توليدات و خدمات جديد و استمرار آن پس از غيبت آن پديده‌ها.

- ويژگي‌هاي افرادخلاق

روانشناسان سعي داشته‌اند تا مشخصات افرادي كه داراي سطح بالايي از خلاقيت هستند مشخص كنند، «استيز» عوامل زير را براي افراد خلاق بيان داشته است:

•         سلامت رواني و ادراكي: توانايي ايجاد تعداد زيادي ايده به طور سريع

•         انعطاف پذيري ادراك: توانايي دست كشيدن از يك قاعده و چارچوب ذهني

•         ابتكار: توانايي در ايجاد و ارائه پيشنهادهاي جديد

•         ترجيح دادن پيچيدگي نسبت به سادگي: توجه كردن و در نظر گرفتن چالش‌هاي جديد مسائل پيچيده

•         استقلال رأي و داوري: متفاوت بودن از همكاران در ارائه نظرات و انديشه‌هاي نو

 عده‌اي ديگر ويژگي‌هاي افراد خلاق را به صورت زير دسته‌بندي مي‌كنند:

•         خصوصيات ذهني:

·         كنجكاوي

·         دادن ايده‌هاي زياد در باره يك مسئله

·         ارائه ايده‌هاي غيرعادي

·         توجه جدي به جزئيات

·         دقت و حساسيت نسبت به محيط به خصوص به نكاتي كه در نظر ديگران عادي به شمار مي‌روند

·         روحيه انتقادي

·         علاقه وافر به آزمايش كردن و تجربه

·         نگرش مثبت نسبت به نوآفريني

•         خصوصيات عاطفي:

·         آرامش و آسودگي خيال

·         شوخ طبعي

·         علاقه به سادگي و بي تكلفي در نوع لباس و جنبه‌هاي گوناگون زندگي

·         دلگرمي و اميد به آينده

·         توانايي برقراري ارتباط عميق و صميمانه با ديگران

·         اعتماد به نفس و احترام به خود

·         شهامت

•         خصوصيات اجتماعي:

·         پيش قدمي در قبول و رويارويي با مسائل

·         مسئوليت پذيري و توانايي سازمان دادن به فعاليت‌هاي گوناگون

·         قدرت جلب حس اعتماد و اطمينان ديگران.

5-  فرصت‌هاي خلاقیت و نوآوری

فرصت‌هاي خلاقيت در چهار گروه فرصت داخلي و سه گروه فرصت‌هاي خارجي تقسيم‌بندي شده است:

•         فرصت‌هاي داخلي

·         وقايع غيرمنتظره: مثل شكست‌ها يا موفقيت‌هاي غيرمنتظره

·         ناسازگاري‌ها 

·         نيازهاي فرايندي و تغييرات در صنايع و بازارها

•         فرصت‌هاي خارجي (در محيط علمي و اجتماعي سازمان یاگروه)

·         تغييرات جمعيتي

·         تغيير نگرش 

·         دانش جديد

 

 

6-مراحل خلاقيت ذهنى

صاحب‏نظران، خلاقيت را غالباً يك فرايند پنج مرحله‏اى مى‏دانند كه عبارتند از:
1. آمادگى؛ وقتى غرق مسئله يا موضوع مورد علاقه‏تان مى‏شويد و كنجكاوى شما تحريك مى‏شود، به سادگى از كنار مسئله رد نمى‏شويد.
2. پرورش؛ ايده‏هايى به ذهنتان خطور مى‏كند و در اين مرحله، گاهى بين امور، رابطه‏اى نامعمولى پيدا مى‏كنيد.
3. بينش؛ اين همان مرحله «آها» است؛ لحظه‏اى كه فرد به ارتباط مراحل پى مى‏برد و مسئله حل مى‏شود؛ يعنى تمام قطعات پازل كنار هم چيده مى‏شود.
4. ارزيابى؛ حالا بايد تصميم بگيريد كه كداميك از ايده‏هايتان باارزش است و ارزش دنبال كردن را دارد.
5. بسط؛ اين، آخرين مرحله خلاقيت و غالباً طولانى‏ترين و سخت‏ترين مرحله آن است؛ يعنى بايد بتوان آن را تعميم داد.
اديسون (مخترع مشهور) مى‏گويد:
خلاقيت يك درصد فكر بكر است و 99 درصد زحمت؛ يعنى خلاقيت گاهى تا يك درصد كافى است؛ ولى براى رسيدن به مرحله ارزيابى، بسط، گسترش و تعميم، 99 درصد زحمت لازم است.
ميهالى، يكى از متخصصين معروف مى‏گويد: پنج مرحله ساختار ذهنى و مهندسى ذهن در مسئله خلاقيت، به خوبى مطرح شده، اما هميشه آدم‏هاى خلاق، اين مراحل را با همين ترتيب طى نمى‏كنند.
به طور مثال، گاهى يك شكل يا نهايت يك محصول را فرد خلاق در ذهن مى‏بيند و حالا به پرورش ايده‏هايش مى‏پردازد.
در معماران خلاق، اين ايده جارى است.
- نقش و اهميت خلاقيت و نوآوري

- نقش و اهميت خلاقيت و نوآوري از جنبه فردي

•         خلاقيت و نوآوري عامل رشد و شكوفايي استعدادها و سوق دهنده به سوي خودشكوفايي

•         خلاقيت و نوآوري عامل موفقيت‌هاي فردي، شغلي و اجتماعي.

- نقش و اهميت خلاقيت و نوآوري از جنبه گروهی

•         خلاقيت و نوآوري یکی  از عوامل پيدايش گروه

•         خلاقيت و نوآوري عامل افزايش کارایی و موفقيت در رقابت فردی وگروهی

•         خلاقيت و نوآوري عامل افزايش انگيزش گروهی

•         خلاقيت و نوآوري عامل ارتقاي سطح بهداشت رواني و رضايت گروهی

•         خلاقيت و نوآوري عامل ارتقاي بهره وري در گروه

•         خلاقيت و نوآوري عامل موفقيت مديريت گروهی و فردی

•         خلاقيت و نوآوري عامل رشد و بالندگي گروه

•         خلاقيت و نوآوري عامل تحريك و تشويق حس رقابت در گروه

•         خلاقيت و نوآوري عامل تحريك و مهيا كردن عوامل توليد

نقش معلم در شكوفايى خلاقيت

آموزش و پرورش خلاقيت

در چند دهه اخير پژوهش هاى بسيارى در زمينه خلاقيت و نوآوری انجام شده است. پژوهش هاى انجام شده در زمينه آموزش خلاقيت و نوآوری ، عموماً به اين نتيجه رسيده است كه خلاقيت و نوآوری را هم مى توان آموزش و هم پرورش داد.تورنس مى نويسد: طى پانزده سال تجربه در مطالعه و آموزش تفكر خلاق، شواهدى ديده ام كه نشان مى دهد خلاقيت را مى توان آموزش داد. فلدهوسن و همكارانش مى گويند: پاسخ به اين سؤال كه «آيا مى توان خلاقيت را آموزش داد؟» مثبت است. آنان روش هاى جالبى براى آموزش خلاقيت و نوآوری ارائه مى دهند.

تحقيقات نشان داده است كه تمام انسان ها داراى قوّه خلاقيت و نوآوری هستند; برخى در يك زمينه داراى خلاقيت و نوآوری بيش تر و برخى در زمينه اى ديگر. خلاقيت و نوآوری مى تواند به وسيله معلمان در دانش آموزان شكوفا گشته و يا از بين برود. بنابراين، بايد محيط و فضاى مساعدى براى رشد و پرورش قوّه خلاقيت و نوآوری دانش آموزان فراهم آورد.

كارل راجرز در اين زمينه مى نويسد: «روشن است كه خلاقيت و نوآوری را نمى توان با فشار ايجاد كرد، بلكه بايد به آن اجازه داد تا ظهور كند. همان گونه كه زارع نمى تواند جوانه را از دانه بيرون بياورد، اما مى تواند شرايط مناسبى براى رشد دانه فراهم آورد. در مورد خلاقيت و نوآوری هم همين شرايط صادق است. بايد زمينه اى مساعد براى رشد و توسعه خلاقيت و نوآوری در فرزندان و دانش آموزان فراهم آورد. از جمله تجربيات من در روان شناسى اين است كه مى توان با فراهم كردن امنيت روانى و آزادى، احتمال ظهور خلاقيت و نوآوری سازنده را افزايش داد.»

روشن است كه هر كسى ممكن است در زمينه اى خاص خلاقيت و نوآوری داشته باشد. از هر كسى در هر زمينه نمى توان انتظار خلاقيت و ابتكار داشت. بايد اين بسترها و علايق و زمينه ها را شناسايى كرده و زمينه رشد آن ها را فراهم نمود.

معلم و شيوه هاى پرورش تفكر خلاق

تعليم و تربيت به يك معنا عبارت است از رشد قوّه قضاوت صحيح در افراد. تقليد از ديگران يا پيروى از تمايلات و عادات، سبب ركود فكرى و عجز او در برابر مسائل و مشكلات است. امروزه جامعه نيازمند افرادى است كه فكر و خرد را حاكم بر اعمال و افكار خويش قرار مى دهند و مشكلات را به گونه ابتكارى از سر راه خود برمى دارند. اجمالاً وظايف يك معلم در تحقق اين هدف بدين شرح است:

1. دانش آموزان را به داشتن ايده هاى بكر و نو تشويق نمايد; ايده هايى كه كم وبيش براى خود آن ها بكر است. ضمن پذيرش ايده هاى بكر، زمينه ابراز آن ها را فراهم كند. مثلاً، مى توان از دانش آموزان خواست كه به جاى ارائه گزارش ساده از يك كتاب، آن را شخصاً ارزيابى كرده و هر نظرى كه درباره آن دارند بيان كنند و يا اين كه فصلى از فصل هاى سال را توصيف كنند به طور كلى، نقاشى هاى آزاد، مقاله نويسى و نگارش داستان هاى كوتاه، زمينه ايده فرد و تفكر خلاق در دانش آموزان را بهتر فراهم مى كند.

2. مطالب درسى را به صورت مسأله و معما براى شاگردان طرح كند; مطالعه كتاب و يا گوش دادن به سخنان معلم، از بركردن حقايق علمى و تاريخى رشد قوه ابتكار شاگردان را به دنبال ندارد. معلم به جاى بيان مطالب درسى يا ذكر حقايق. علمى، بايد دانش آموزان را به طرح مسائل ترغيب كند.

3. معلم بايد به دانش آموزان اجازه دهد تا مسائل، نظرات و ايده هاى خود را اعلام نمايند و اين ايده ها را روى تخته كلاس درس نوشته و پس از طرح مسائل و ايده هاى خود به آنان اجازه دهد كه اين مسائل را نقد و بررسى نموده و مورد آزمايش قرار دهند.

 

شيوه هاى گوناگون تدريس

معلم بايد در جريان تدريس و فرايند تعليم و تربيت، شيوه هاى مختلفى را به كار برد; از جمله، روش حل مسأله، روش تهيه طرح يا پروژه، روش بحث آزاد و پروژه هاى گروهى و جمعى متناسب با موضوع و موقعيت درسى.

 

فعال شدن شاگردان در كلاس

كلاس هاى درس را مى توان به جاى «معلم محورى» به صورت «فراگير محورى» اداره كرد; در كلاس فراگير محورى، دانش آموز در امر يادگيرى دخالت مستقيم و اساسى دارد. معلم راه هاى يادگيرى را به شاگردان ديكته نمى كند، بلكه شيوه هاى مختلف يادگيرى را پيش پاى آنان قرار مى دهد تا با استفاده از نيروى خلاقيت و ابتكار خود مسير و روش يادگيرى را جستوجو نمايند. به جاى اين كه معلم براى دانش آموزان اطلاعات فراهم كند، بايستى آنان را در موقعيتى قرار دهد تا خود به جستوجوى اطلاعات بپردازند. معلم در اين شيوه تدريس، راهنماست و نقش يارى دهنده و هدايتگر را ايفا مى كند.

استفاده از روش بارش مغزى (brain Storming) (اسبورن 1975)

در روش بارش مغزى، پس از اين كه مسأله اى در كلاس ارائه شد، معلم از دانش آموزان مى خواهد تا هر تعداد راه حل را كه مى توانند براى مسأله بنويسند. معلم پيش از ارائه همه راه حل ها به وسيله دانش آموزان، نبايد هيچ گونه اظهارنظرى در اين خصوص بنمايد. اين روش، شبيه روش تداعى آزاد است كه در روان كاوى مورد استفاده قرار مى گيرد.

 

 

ايجاد زمينه تفكر

معلم بايد زمينه اى فراهم كند كه همه دانش آموزان تفكر نمايند و بدون نگرانى تفكرات خويش را اظهار نمايند. هرچند شاگردان در فرايند تفكر ممكن است اشتباه كنند، اما مهم، تفكر و پرورش فكر است. در اين گونه كلاس ها پاسخ صحيح و غلط شاگرد براى معلم ارزش يكسان خواهد داشت; زيرا به هر حال دانش آموز به تفكر واداشته شده است. به عبارت ديگر، بايد به دانش آموزان اجازده داده شود تا اشتباهاتى را مرتكب شوند; زيرا ممكن است اشتباهات به بينش هاى مثمرثمرى منتهى شوند.

معلم بايد شرايط آموزشى را به گونه اى ترتيب دهد كه شاگردان مطمئن شوند كه اختلاف نظر آنان با معلم مشكلاتى براى آنان نخواهند داشت. به هيچ وجه نبايد انديشه هاى شاگردان را طرد نمود; چون در اين صورت آنان به تفكر نخواهند پرداخت.

ارتباط با اذهان خلّاق

گرچه معلم تا حدّ زيادى مى تواند ذهن دانش آموز را تحريك كند، اما اين امر كافى نيست. گفتار و كردار هنرمندان، متفكران و رهبران مشهور از مهم ترين عوامل مؤثر در تحريك انرژى خلّاق در ديگران است. شاعران، مورخان، سياستمداران و دانشمندان بزرگ، در قرون گذشته، از طريق آثار مكتوب خود با ما سخن مى گويند. آتش خلاق آنان مى تواند شعله آفرينش گرى دانش آموزان را برافروزد و روح اشتياق رقابت را در آنان بدمد. براى پيش گيرى از احساس حقارت دانش آموزان در برابر بزرگان، بايد به آنان گفته شود كه انسان هاى بزرگ هم از اول خلاق نبودند، بلكه با تلاش، پشتكار و پرورش اين قوه توانسته اند ابتكارات، نوآورى ها و آفرينندگى را در وجود خود شكوفا سازند. با شناخت نحوه زندگى و مراحل رشد دانش آموزان، مى توان از بروز و پيدايش اين احساس در آن ها پيش گيرى نمود.

 

تشويق انديشه ها و پيشرفت هاى بكر و ناب

با پرسش هاى هرچند غيرمتعارف دانش آموزان، بايد برخوردى دقيق و حساب شده داشت; اگر دانش آموزى ايده غيرممكنى را بيان كرد، به جاى واقع گرايى بايد در اين تخيل دانش آموز وارد شد. مثلاً، اگر كودكى بگويد: سگِ من كتابى نوشته است، معلم جواب دهد: واقعاً؟! حتماً كتاب به مردم توصيه مى كند كه با سگ ها چگونه رفتار كنند. سپس بچه هاى ديگر مى توانند اظهارنظر كنند كه دنيا در نظر يك سگ ممكن است چگونه باشد و چطور مى شود امور را بهبود بخشيد و...

 

ـ بايد به كودكان عملاً نشان داد كه عقايد آنان مورد احترام است.

ـ انديشه ها و راه حل هاى غيرمعقول براى مسائل را بايد با احترام تلقى كرد.

فرصت داد تا به طور مستقل ياد بگيرند، آزادانه فكر كنند و به اكتشافات بپردازند.

 

 

 

هنر پرسش

با طرح يك سؤال، راهى به سوى پاسخ هاى خلاق گشوده مى شود. سيلورمن (1980) با مشاهده مستقيم معلمان كهنه كار و نيز كودكان تيزهوش، دريافت كه آنان اطلاعات اندكى در اختيار دانش آموزان خود مى گذارند. وى پى برد كه اين عالمان بيش تر وقت خود را صرف سؤال و پرسش از دانش آموزان مى كنند تا درس دادن و معمولاً از پاسخ به پرسش هاى دانش آموزان اجتناب مى كنند و با شگردى خاص، پرسش آنان را به خودشان بازمى گردانند و در اين خصوص نظر خود آنان را جويا مى شوند. اين گونه معلمان، اغلب عادت دارند بازخوردهاى بدون داورى در اختيار دانش آموزان خود قرار دهند. پاسخ هاى آنان را مى پذيرند و به آن تمايل نشان مى دهند. در عين حال، تلاش مى كنند درباره اين پاسخ ها داورى نكنند. بى ترديد، نتيجه اين نوع رفتار با دانش آموزان اين است كه آنان مى كوشند تا خود را همواره ارزيابى كنند.

نوع پرسش هاى اين معلمان، اغلب واگرا (چه اتفاق خواهد افتاد اگر...؟) است. آنان اغلب از دانش آموزان مى پرسند: «چه چيز شما را وادار به چنين انديشه اى كرد؟» نوع پرسش ها، بايد به گونه اى عام باشد تا دانش آموزان بتوانند پيرامون آن قلم زنى كنند. مثلاً از دانش آموزان سؤال شود كه «آسمان را توصيف كنيد.» اين جاست كه دانش آموزان تلاش مى كنند تا احساسات شخصى و تجربيات خود را بيان كنند.در پرتو پرسش از دانش آموزان است كه يك معلم مى تواند خلاقيت آنان را آزمايش كند.

شيوه هاى پرسش خلاق

شگرد خاص طرح سؤال وسيله اى است كه استعداد خلاق كودكان را بارور مى سازد.

1. به كارگيرى قوه تخيل

يكى از شيوه هايى كه مى توان كودكان را بيش تر به تفكر خلاق واداشت، اين است كه به آنان كمك كنيم تا هر چيز را با به كارگيرى قوّه تخيل و ابتكار خود به وضعيت دلخواه و مطلوب درآورند. از كودكان بخواهيد اشيا را به شكلى كه دوست دارند تبديل كنند. در زير، چند نمونه از اين سؤالات كه هر يك مربوط به يك شىء خاصى است، آمده است:

ـ اگر( شيرين تر/ترشتر) مى بود، مزه بهترى نداشت؟

ـ اگر( كوچك تر/ بزرکتر) مى بود، عالى تر نبود؟

ـ اگر( سريع تر/آرام تر) مى بود، بهتر نبود؟

ـ اگر به عقب برمى گشت، جالب تر نبود؟

ـ اگر (بزرگ تر/کوچکتر )مى بود، راضى تر نبود؟

2. به كارگيرى حواس ديگر

كودكان مى توانند استعداد خلاق خود را با به كارگيرى حواس خود، به طريق غيرعادى شكوفا سازند. براى مثال، از آنان مى خواهيم كه چشمان خود را بسته و آنچه را كه در دست آنان قرار داده ايم، حدس بزنند. روش ديگر، اين است كه كودكان چشمان خود را بسته و آنچه را مى شنوند حدس بزنند.هنگام انجام اين تمرينات بايستى از كودكان دلايل حدسشان را نيز جويا شد. بدينوسيله، سرگرمى بيش ترى به همراه يادگيرى براى آنان فراهم كرده ايم.

3. طرح سؤالات انشعاب پذير

براى كودكان سؤالاتى طرح كنيد كه به پاسخ هاى متفاوتى نياز دارد، تا آنان براى پاسخ گويى از مهارت هاى تفكر خلاق خود كمك بگيرند.

ذيل، چند مثال در زمينه مفهوم «آب» مطرح شده است:

ـ موارد استفاده آب كدامند؟

ـ چه چيزى در آب شناور مى شود؟

چرا آب سرد است؟

ـ چه چيزى موجب مى شود كه آب به شكل باران درآيد؟

سؤالات كلى كه انشعاب پذيرند و مفاهيمى چون: شن، يخ، دود، ماشين و يا عناوين مشابه را دربردارند، براى كودكان سرگرم كننده هستند. اين گونه سؤالات، فكر كودكان را باز و انعطاف پذير مى كند.

4. شيوه «چه اتفاق مى افتاد اگر...؟»

اين شيوه، به وسيله بسيارى از معلمان به كار گرفته شده و موفقيت آميز بوده است. البته، هدف آن است كه با استفاده از كلاس هاى «فكر تؤأم با عمل» قوه ابتكار و تخيّل آنان را بيدار سازيم. براى نمونه از سؤالات زير مى توان استفاده كرد:

ـ چه اتفاق مى افتاد اگر درختان موجود در جهان آبى رنگ بودند؟

ـ چه اتفاق مى افتاد اگر هيچ ساعت ديوارى يا مچى وجود نداشت؟

ـ چه اتفاق مى افتاد اگر شما مى توانستيد پرواز كنيد؟و....

5. به چند طريق مختلف...

نوع ديگر سؤالى كه موجب رشد و گسترش تفكر خلاق يك كودك مى شود اين گونه سؤال ها است:

به چند طريق، يك قاشق مورد استفاده قرار مى گيرد؟

به چند طريق يك دكمه مى تواند مورد استفاده قرار گيرد؟

6. سؤالات مختلف

اگر کیف پول جادویی در یکساعت داشتی چه کار میکردی؟

اگر آرزویت فورا برآورده می شد چه آرزویی داشتی؟

- تكنيك هاي توسعه خلاقيت گروهي(برای مقاطع تحصیلی بالا)

افراد مي‌توانند از انواع تكنيك‌هاي توسعه خلاقيت گروهي به شكل جدي و مستمر استفاده كنند. اين تكنيك‌ها از اين قرارند:

 

 

9-1- طوفان فكري

همانطور که گفته شد يكي از تكنيك‌هاي متداول در ايجاد خلاقيت و فعال ساختن انديشه‌ها به صورت گروهي تكنيك تحرك مغزي است. در اين تكنيك مسئله‌اي به يك گروه كوچك ارائه شده و از آنان خواسته مي‌شود في‌البداهه و به سرعت به آن واكنش نشان داده و براي آن پاسخي بيابند. پاسخ‌ها بر روي تابلويي نوشته مي‌شوند به طوري كه همه اعضاي جلسه مي‌توانند آنها را ببينند. اين امر باعث مي‌شود تا ذهن اعضاء به فعاليت بيشتري پرداخته و جرقه‌اي از يك ذهن باعث روشني ذهن ديگري شود. اولين دليل اثربخشي تحرك مغزي افزايش قدرت خلاقيت در گروه است، افراد در حالت گروهي بيش از حالت انفرادي قدرت تصور خلاق بروز مي‌دهند. رقابت نيز عامل ديگري است كه در جلسات تحرك  مغزي موجب افزايش اثربخشي مي‌گردد. همچنين عدم وجود انتقاد و ارزيابي‌هاي سريع باعث مي‌شود تا اعضاي جلسه با فراغت خاطر به اظهارنظر بپردازند و محيطي مساعد براي خلاقيت ايجاد گردد. نكته ديگري كه در مؤثر بودن تحرك  مغزي قابل ذكر است في‌البداهه بودن نظرات است.

9-2- تكنيك خلاقيت شش كلاه تفكر

ادوارد دوبونو پدر تفكر خلاق در كتاب «شش كلاه تفكر» يك روش خلاقانه ارائه مي‌كند و از طريق آن مي‌كوشد نشست افراد به دور يكديگر را به اقدامي ثمربخش و كارا تبديل كند. «دوبونو» سعي مي‌كند به كساني كه به دور هم جمع مي‌شوند، بياموزد كه به تفكر خود نظم دهند و آنگاه در اين ميان به راه‌هاي خلاقانه بيانديشند و با يك هماهنگي مدبرانه نتايج را طبقه بندي و اولويت بندي كرده و در تصميم گيري‌ها از آن استفاده كنند. اگر شما مي‌خواهيد با تكنيك شش كلاه تفكر در جلسات قدم بگذاريد، بهتر است اين مقاله را بخوانيد و آنگاه عمل كنيد. تصور كنيد به يك جلسه قدم گذاشته‌ايد و شما مسئول نظم‌دهي، هدايت و نتيجه گيري از آن جلسه هستيد. در اينجا كلاه آبي را بر سر شما خواهند گذاشت، زيرا هنگامي كه كسي كلاه آبي را بر سر مي‌گذارد بايد به موارد زير دقت كند:

•         رنگ آبي نماد آسمان آبي رنگ است كه چتر آن بر همه جا گسترده شده است و كسي كه كلاه آبي بر سر خود مي‌گذارد بايد بتواند افكار جاري در محيط جلسه را در ذهن خود به جريان درآورد و نظم و تمركز دهد.

•         كلاه آبي همچون يك نرم افزار است كه تلاش مي‌كند به تفكر كردن جمع، جهت دهد و يا برنامه‌اي مشخص آن را به سرانجام برساند و گويي همچون يك كارگردان تفكر ما را هدايت مي‌كند.

•         با كلاه آبي اولويت‌ها و محدوديت‌ها تعيين مي‌شود. اكنون بر روي صندلي خود بنشينيد و موضوع و يا مشكل مورد بحث را بر روي تخته سياه بنويسيد. در نخستين اقدام و با هدايت شما همه اعضا بايد كلاه سفيد را بر سر بگذارند و در مورد موضوع بيان شده بيانديشند.

•         هنگامي كه كلاه سفيد را بر سر مي‌گذاريد، نبايد به چيزهايي كه شامل الهامات، قضاوت‌هاي متكي به تجارب گذشته، عواطف، احساسات و عقايد است توجه كنيد و تنها بايد همچون يك رايانه، فقط اطلاعات ارائه كنيد. حال شما بايد اطلاعات به دست آمده از حاضرين در جلسه كه به واسطه تفكر با كلاه سفيد ارائه شده است را جمع‌بندي كنيد و اعضاي جلسه را وارد مرحله بعد كنيد تا با گذاشتن كلاه قرمز بر سر، شروع به تفكر كنند.

•         هنگامي كه حاضرين مي‌خواهند با كلاه قرمز در مورد موضوع مورد نظر تفكر كنند بايد به نكات زير توجه كنند: اجازه دهيد احساسات و عواطف بر وجود شما حاكم شده و به زبان درآيند و هر كسي مي‌تواند از الهامات و دريافت‌هاي ناگهاني خويش سخن گويد و ديگر نيازي به استدلال نيست. اگر به احساسات اجازه بروز ندهيم بدون شك ناخواسته و بدون دقت نظر، در تصميم گيري‌ها وارد شده و چه بسا سبب بروز مشكلاتي براي ما شوند.

•         پس از اين كه تمام نظرات اعضاي جلسه ارائه شد، شما اقدام به جمع‌بندي تراوشات فكري حاضران كرده و آن گاه به مرحله بعد قدم بگذاريد و اجازه دهيد حاضران كلاه سياه را بر سر بگذارند. با گذاشتن اين كلاه بر سر نبايد احساسات منفي بدون منطق بيان شوند بلكه فرد بايد ديدگاه‌هاي منفي خود را در خصوص مشكل يا موضوع مورد بحث به صورت منطقي بيان كند. بدون شك اگر از اين كلاه به خوبي استفاده شود، مي‌تواند ما را از مخاطراتي كه در آينده از چشمان ما دور مي‌ماند آگاه كند. تفكر منفي به گفته «دوبونو» جذاب است، زيرا دستاوردهاي آن را مي‌توان به فوريت مشاهده كرد. اثبات خطاي ديگران براي ما رضايت در پي دارد و حمله كردن به يك ديدگاه در ما احساس برتري مي‌بخشد و برعكس ستودن يك نظر سبب مي‌شود در خود احساس كنيم با فرد برتري روبرو شده‌ايم. نتايج بحث‌هاي ارائه شده توسط شما جمع‌بندي شده و در نهايت ثبت شود و آنگاه بار ديگر اجازه دهيد حاضران كلاه زرد را بر سر خود بگذارند و شروع به تفكر كنند. زرد نماد آفتاب است و آفتاب شروعي براي سازندگي، شادابي و خوش بيني است. گويي هرجا سراغ از خورشيد گرفته مي‌شود گرمي زندگي و زايشي ديگر در ميان است و تفكر مثبت بايد به همراه كنجكاوي و شادماني و سرور و تلاش براي درست شدن كارها باشد. فرد با گذاشتن كلاه زرد تلاش مي‌كند به نكات ارزشمند و مثبت موضوع بنگرد. اصولاً افكار سازنده به سوي مثبت گرايي تمايل دارند. يكي از تمريناتي كه فرد با كلاه زرد مي‌تواند انجام دهد بهره گيري از تجربيات ارزشمند گذشته است. كلاه زرد در ابتدا در صدد كشف فوايد موجود در موضوع مورد بحث است و هر آنچه مي‌كاود، بيان مي‌دارد.

•         اكنون بار ديگر به جمع‌بندي نظرات به دست آمده بر اثر كلاه زرد بپردازيد. اكنون حاضران بايد كلاه سبز را بر سر بگذارند. كلاه سبز، كلاه خلاقيت است هنگامي كه افراد كلاه سبز را بر سر مي‌گذارند، بايد به راه‌هاي نو بيانديشند كه مي‌تواند در آن موضوع مورد نظر اثرگذار بوده و به تصميم‌گيري‌هاي خلاقانه منجر شود. هنگامي كه حاضران كلاه سبز را بر سر مي‌گذارند، فرصتي مي‌يابند كه به جست و جوي چيزهاي كشف نشده هدايت كنند. حال فرصتي به حاضران دهيد تا ايده‌هاي نو ارائه كنند و آنگاه به ثبت اين ايده‌ها پرداخته و به جمع‌بندي نظرات بپردازيد. بدون شك براي خلاقانه انديشيدن بايد فرهنگ خلاقيت را بر فضاي جلسه حاكم كنيد. اكنون شما بايد تلاش كنيد كه با كلاه آبي كه بر سر گذاشته‌ايد به ارزيابي نتايج پرداخته و به يك جمع‌بندي مناسب برسيد و در نهايت در جهت حل مشكل يا پيگيري مورد نظر تصميم نهايي را بگيريد. بدون شك هر يك از اعضا مي‌توانند كلاه آبي را به امانت گرفته و با آن به تفكر بپردازند و در اتخاذ تصميمات به شما كمك كنند. در پايان شما درمي‌يابيد هنگامي كه جلسه را اين گونه مديريت مي‌كنيد، ديگر تنها شاهد آن نخواهيد بود كه يك فرد تنها با كلاه سياه به جلسه قدم بگذارد و يا فرد ديگري تنها با كلاه قرمز تفكر كند؛ بلكه همه مجبورند با شش كلاه مذكور تفكر كنند و انديشه‌هاي ذهن خود را ارائه كنند.

9-3- گردش تخيلي

در سال ۱۹۶۱ روانشناسي به نام گوردون نتايج پژوهش‌هاي ده ساله خود را در مورد افراد خلاق منتشر نمود و ضمن آن اعلام داشت كه ذهن آدمي به هنگام ابراز خلاقيت و ابتكار در يك حالت خاص رواني است كه اگر بتوانيم آن حالت را ايجاد نماييم خلاقيت امكان وجود مي‌يابد. او در گروه‌هاي ايجاد خلاقيت اعضاي گروه را از طريق بكارگيري يك جريان تمثيلي و استعاره‌اي به گردشي تخيلي ترغيب مي‌نمود و در اين حالت ايده‌ها و نظرات بديعي را كشف مي‌كرد. ذهن افراد در اين گردش خيالي با دستاويز استعاره‌ها به نكاتي نو كه هدف جلسه خلاقيت بود مي‌رسيد و روابط تازه‌اي را بين پديده‌ها پيدا مي‌كرد. آنان پديده‌هايي را كه چندان تجانسي با هم نداشتند تلفيق و تركيب مي‌كردند و به ايده‌هاي جديدي دست مي‌يافتند. در جلسات خلاقيت به كمك استعاره و تخيل كار تلفيق و تركيب در ذهن افراد انجام مي‌گرفت و از اين رو روش گوردون را شيوه تلفيق نامتجانس‌ها نيز ناميده‌اند.

تهييج ذهني يا تكنيك گوردون روشي است بسيار مناسب جهت يافتن راه  حل‌هاي جديد براي مسئله و نيز براي اكتشافات علمي و فني. اين روش فرآيندي خاص و منحصر به فرد و در عين حال مؤثر دارد. واژه Synectics يك واژه يوناني بوده و مفهوم آن پيوند اجزاي متفاوت و ظاهراً بي ارتباط به يكديگر است. فرايند بكارگيري اين رويكرد عبارت است از:

•         شناسايي و تجزيه و تحليل مشكل به منظور رسيدن به ماهيت و جوهره آن

•         كشف راه  حل‌هايي براي آن جوهره از طريق ديدگاه غير مرتبط با موضوع

•         تلاش براي تبديل راه حل‌هاي به دست آمده به راه  حل نهايي.

در جلساتي كه از اين روش استفاده مي‌شود فقط رهبر گروه از اصل موضوع اطلاع دارد و موضوعي كه مطرح مي‌شود دقيقاً اصل موضوع نيست بلكه موضوعي نزديك به آن است.

9-4- تفكر موازي

واضع اين شيوه ادوارد دو بونو روش معمول تفكر را همانند حفر گودالي توصيف مي‌كند كه با افزايش اطلاعات فرد همان گودال را عميق تر مي‌سازد و از ديدن جاهاي ديگر براي حفر كردن بازمي‌ماند در حالي كه تفكر موازي نگاه فرد را به نقاط جديد معطوف مي‌سازد و اطلاعات و تجربه‌هاي جديد صرفاً به انديشه‌هاي قبلي افزوده نمي‌شود، بلكه آنها را تغيير داده و الگو و ساختار جديدي را ايجاد مي‌كند. يكي از راه‌هاي تحقق تفكر موازي، ايجاد يك انديشه واسطه غيرممكن است. اين انديشه موجب طيران فكر و ذهن شده و با تعديل آن مي‌توان به انديشه نو و عملي دست يافت. راه ديگر در تفكر موازي پيوند تصادفي است. فرض كنيد كتاب فرهنگ لغت را مي‌گشاييد و لغاتي را مي‌خوانيد و مي‌كوشيد تا آن را با موضوع مورد نظر پيوند داده و به نتيجه‌اي برسيد. در اين كار شما از روش پيوند تصادفي استفاده كرده‌ايد.

9-5- ارتباط اجباري

يكي ديگر از شيوه‌هاي آشكار ساختن خلاقيت‌ها و ظاهر ساختن توانايي آفرينندگي موجود در افراد، شيوه ارتباط اجباري است. در اين شيوه همان طور كه از نام آن استفاده مي‌شود بايد بين دو گروه از پديده‌ها، ارتباطي اجباري ايجاد كرد.


موضوعات مرتبط: آموزش
برچسب‌ها: آموزش

تاريخ : چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۸۷ | 16:52 | نویسنده : م.غ |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.